1 رای
وضعیت موجودی تعداد 10000

نردبانی به نام تجسم خلاق

 

تجسم، تجسم، تجسم، چندی است که این کلمه را زیاد می بینیم و زیاد میشنویم. یک کلمه ی چهار حرفی که از نظر من " ت " نشانه ی تفکر، " ج " نشانه جمال ، " س " نشانه ی سعادت و " م " نشانه ی موفقیت می باشد. که این چهار کلمه از چهار حرف تجسم می تواند، تحولی عظیم در زندگی یک فرد ایجاد کند. حالا فکر کنید وقتی تجسم را در کنار کلمه ی خلاق قرار دهیم و یک ترکیب تجسم خلاق را بسازیم تحولی بس عظیم تر خواهیم داشت.

وقتی به اطرافمان نگاه می کنیم می بینیم که ما در مورد همه چیز اول تصور می کنیم، خود را در آن موقعیت قرار می دهیم، بعد آن را عملی می کنیم.

همان فکر کردن و در خود غرق شدن و خود را در آن موقعیت قرار دادن زمینه ای است برای ایجاد تجسم خلاقی که می خواهیم آن را عملی سازیم.  

با یک مثال منظور خود را بیان می کنم: دوستی داشتم که میگفت همیشه آرزو داشتم بعد از ازدواج بتوانم لباس مراسم نامزدی خود را بپوشم، لباسم خیلی تنگ شده و رژیم و ورزش هم کارساز نبود و مدام رهایشان می کردم. مطلبی را در جایی خوانده بودم در مورد تجسم خلاق، مراحلش را خوب مطالعه کردم، با خود تصمیم گرفتم این فکر را عملی کنم. شب ها وقتی آماده رفتن به رختخواب بودم و دیگر کاری نداشتم چشم هایم را می بستم تمام بدن خود را از نوک انگشتان پا تا کف سر رها می کردم به حدی که به پر کاهی تبدیل می شدم، با خود فکر میکردم که الان آن انرژی منفی کدر را بیرون می رانم و آن انرژی مثبت سبز قشنگ را در درون خود راه می دهم. با این انرژی سبز زیبا تجسم را شروع می کردم. در عالم خیال به سراغ کمدم می رفتم و لباس نارنجی زیبایم را برمی داشتم و می پوشیدم وقتی به کمرم می رسیدم زیپ آن بسته نمی شد اما اشکالی نداشت با همان حالت قدم می زدم، به مهمونی می رفتم و برای زیپ باز کمرم از یک شنل نازک استفاده میکردم، آن قدر ادامه دادم که بعد از یک هفته در عالم تجسم زیپ را تا بالا بستم، شاد شدم، جیغ زدم، همسرم را بغل کردم و به خودم جایزه دادم. جایزه ام خوردن غذای محبوبم بود. هر شب در فکرم و در رویای زیبایی که برای خود داشتم و با لباسی که دوستش داشتم به تمام جاهای دوست داشتنی می رفتم و با افرادی که برایم عزیز بودند ملاقات می کردم و جالب این که با همین افکار خوابم می برد.وقتی بعد از یک ماه سراغ لباسم رفتم و آن را پوشیدم و دیدم به راحتی روی اندامم جای گرفت، از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدم. آن جا بود که به قدرت ذهن انسان و ارتباطی که می تواند با کائنات داشته باشد پی بردم. دیگر در فکر این نبودم، غذایی که میخورم من را چاق می کند، بلکه می گفتم این غذا باعث سلامتی من می شود، من می توانم خوب بخورم تا سالم بمانم. دیگر به این فکر نمی کردم که این پول را کنار می گذارم تا برای مریضی و نداری خرج کنم بلکه می گفتم این پول را برای سفر و گردشم کنار می گذارم ، برای خرید ماشین بهتر و..... . با تجسم خلاق انرژی مثبت به سوی ما روان می شود، مانند پیله ای اطرافمان را می گیرد و آن وقت است که می توانیم این انرژی را به دیگران هم منقل کنیم. حتما ملاحظه کرده اید بعضی وقت ها از دیدن بعضی آدم ها شاد می شویم وحس خوبی نسبت به آن ها داریم و قدم جلو می گذاریم برای هم صحبتی با آن ها و از برخی دیگر گریزانیم، این برمی گردد به همان انرژی،  در نوع اول مثبت و در نوع دوم منفی است.

دوستان تجسم و تجسم خلاق فقط مربوط به یک قشر خاص نیست، همه ی ما دائم در شبانه روز این تجسمات را داریم،اما گذرا. زمانی میتوانیم این آرزوها را به واقعیت بدل کنیم که برای فکر کردن به آن ها وقت بگذاریم و در ذهنمان پرورششان دهیم.وقتی در طول روز زمانی مشخص را برای آن در نظر بگیریم و روی آنچه در ذهن ما است تمرکز کنیم، به اهدافمان می رسیم. تجسم خلاق مانند نردبانی است برای رسیدن به رویا، نردبانی از نور طلایی که ما را به هدفمان می رساند، تاکید می کنم ما را به هدفمان می رساند. کافی است فقط مدتی تمرین کنید، تمرکز کنید، روی هدفی که سالیان سال است در فکر آنیم.فکرتان را عملی کنید، از نردبان خیالتان بالا روید، آن وقت خواهید دید چقدر توانمند به آرمانتان نزدیک می شوید.

خانمی میگفت همیشه از تمیز کردن انباری خانه وحشت داشتم، نمی دانستم که وسایل را چطور چیدمان کنم و کجا بگذارم. با این که انباری بزرگ بود اما وسایل خیلی نامرتب در آن قرار داشت، تا این که فکری به ذهنم رسید، چشم هایم را می بستم و انباری را در ذهن خود تجسم میکردم، اثاثیه انباری را در ذهنم دسته بندی کردم، تمام قفسه ها را خالی کردم و در انباری قدم زدم و به دسته های وسایل نگاه کردم و بعد به قفسه ها، برای قفسه های بزرگ وسایل بزرگ و برای قفسه های کوچک وسایل کوچک را در نظر گرفتم.چشمانم را باز کردم به انباری رفتم و شروع به انجام دادن فکرهای ذهنم کردم اول خالی کردن قفسه ها سپس دسته بندی وسایل و دور ریختن وسایل اضافه. روز بعد دوباره با خودم خلوت کردم، که کدام وسیله را برای کدام قفسه باید در نظر بگیرم ؟ و دوباره ایده خودم را مثل همانی که تجسم کردم به عمل رساندم و این کار را تکرار کردم تا انباری خانه کاملا مرتب شد. از نظم ایجاد شده حال خوبی به من دست داد.از آن روز به بعد به خودم اجازه دادم وقتی را برای خودم در نظر بگیرم تا با ذهن خود خلوت کنم، به نقطه ای در ذهنم بروم که دیگران نمی توانند در آن نفوذ پیدا کنند، از خودم خلاقیت به خرج می دادم، تمام کارهایی که امکان انجام دادنش ممکن نبود انجام می دادم، از خودم ایده می گرفتم و از تمام امکاناتی که در ذهنم بود برای رسیدن به اهدافم استفاده می کردم. از مشکلات مالی گرفته تا بهبود روابط اجتماعی و سپس راه حل هایم را در زندگی به کار می بردم.

عبارات تاکیدی و نیروبخش را برای خودتان بگویید به عنوان مثال اگر فروشنده ی تلفنی هستید و حس کنید که کمرو هستید و تاثیر گذار نیستید مسلما افرادی که با آنها تماس می گیرید حس نامطمئن بودن را در کلام شما دریافت می کنند و به راحتی پیشنهاد شما را رد می کنند. هر روز قبل از اینکه کارتان را آغاز کنید اندک زمانی با خودتان خلوت کنید، بگویید: " من یک فروشنده موفق هستم و میخواهم بهترین فروشنده در این کار باشم. من معاملات خوبی جور می کنم.آدم هایی که با آنها تماس میگیرم به این اجناس احتیاج دارند، و من هم میخواهم به آن ها کمک کنم. من یک فروشنده ی درجه یک هستم." این کلام در همان آغاز راه جرات شما را کمی بالا می برد و با ادامه دادن مسیر دیگر واهمه ای از تلفن کردن و توضیح دادن نخواهید داشت. با این حرف های نیرو بخش به خودتان جسارت ببخشید و مشاهده کنید چقدر قدرتمند میشوید.

هیچ گاه قبل از سخنرانی به خودتان نگویید " اگر یادم برود، اگر زبانم بگیرد، اگر نتوانم جمع را قانع کنم و..." چون همه ی این ها پیش می آید.سعی کنید به خودتان دل و جرات بدهید. شما همان فردی هستید که تصور می کنید پس خودتان را بهتر از این ها تصور کنید.

به نظر شما چرا تبلیغات تلویزیونی را مدام تکرار می کنند و همیشه  خوبی های محصولشان را به ما یاد آوری می کنند؟ چون اگر مدتی این کار را نکنند ما آن ها را فراموش خواهیم کرد و با این تکرار نام محصولشان در ذهنمان ثبت می شود و ممکن است هنگامی که برای خرید می رویم ،آن محصول  را ببینیم و بخریم. حال، ماهم مشابه همین مثال هستیم وقتی ارزشهایمان را به خودمان یادآوری نکنیم، چه توقعی هست که به درجات بالا هم برسیم؟ ما کلا خود را فراموش می کنیم و می شویم حقیرترین فرد برای خودمان. چرا ما همینکار تبلیغات را برای خودمان نکنیم؟ ارزش هایمان را به خودمان بشناسانیم. روی یک کاغذ خودتان را ارزشمند کنید، با خودتان حرف بزنید. هر روز این نامه را برای خودتان در خلوت با صدای بلند بخوانید. هر زمان دچار یاس شدید نامه را در ذهن خود بخوانید. شاید اکثرا به این کار بخندند، شاید نمی خواهند قبول کنند رسیدن به اهداف محصول فکری هدایت شده (تجسم خلاق) است. پیشنهادم ای است که نظر افراد موفق را بپرسید و کسانی که این تمرین ها را انجام داده اند ملاقات کنید تا ببینید واقعا جواب می دهد.

دوستان " نمی توانم " غلط است، من میتوانم، من هستم، من زندگی را دوست دارم، من عشق هستم چون قدرت و کلام خداوند در من نفوذ دارد. پس یک بار امتحان کن. تو هم میتوانی چون، هستی.

 

نظرات کاربران درباره نردبانی به نام تجسم خلاق

نظری در مورد این محصول توسط کاربران ارسال نگردیده است.
اولین نفری باشید که در مورد نردبانی به نام تجسم خلاق نظر می دهد.

ارسال نظر درباره نردبانی به نام تجسم خلاق

لطفا توجه داشته باشید که ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بر اساس سلیقه شما...

تصویر ثابت

طراحی و اجرا: فروشگاه ساز سبدخرید