دانلود هفتاد ساعت نظرات تمرین های کاربران ما

دانلود هفتاد ساعت نظرات تمرین های کاربران ما

سلام دوست عزیز

ما تمام نظرات صوتی را به صورت یکجا در قالب فایل صوتی 70ساعته  در سایت قرار دادیم تا به صورت یک جا ارشیو صدها ویس نظرات تمرین های کاربران ما را دانلود به صورت یک جا برای همیشه کنی.


 

توضیحات دانلود و روش دانلود

 بهتر است  فایل های زیر را با کامپیوتر دانلود نمایید اکثر عزیزان با دانلود موبایل مشکل دارند و برای دانلود راحت ویروس کش کامپیوتر خود را هم موقتا غیر فعال کنید.
بهترین روش دانلود فقط با کامپیوتر سیستم عامل ویندوز مرورگرهای فایر فاکس و گوگل کروم است.
با موبایل هم شدنی است و به دقت و صبر و تخصص بیشتری نیاز است
با کلیک بر روی هر یک از لینک های زیر به سایت اشتراک فایل PICOFILE.COM خواهید رفت در وسط صفحه مستطیل قرمز رنگی با عنوان دانلود فایل مشاهده میکنید با کلیک بر روی ان نوشته به ایجاد لینک دانلود تغییر میکند سپس  با کلیک مجدد بر روی ان دانلود فایل شروع میشود.
بهترین روش دانلود با کامپیوتر است اکثر کاربران با موبایل و دانلود با موبایل اشکال دارند و بهترین روش دانلود با کامپیوتر است.

 

 

برای دانلود تمام نظرات صوتی کاربران ما به مدت 50 ساعت بر روی همین نوشته کلیک کن

 

برای دانلود 22 ساعت دوم نظرات جدید یک ماه اخیر کاربران ما هم بر روی همین نوشته کلیک کن

 

اگر به هر علتی نتوانستی این نظرات ارزشمند را دانلود کنید به تلگرام 09365981840 پیام دهید تا فورا نظرات صوتی کاربران و 5000 دقیقه تمام فایلهای هدیه انگیزشی خود را با قیمت یک میلیون تومان به رایگان برای تودوست عزیزم پشتیبانان ارسال کنند.

نظرات کاربران درباره دانلود هفتاد ساعت نظرات تمرین های کاربران ما

avatar
ارشیو نظرات این ماه
۲۶ دی ۱۳۹۶ ۰۲:۳۹:۳۷ ب.ظ
من کاربر تجسم خلاق هستم اسمم الهام نجار سن ۲۷سال از تهران و لیسانس اقتصاد و ارشد مدیریت جهانگردی دارم ،حدود ی ماهی هست که که محصول خریدم ولی چون کمبود وقت دارم هر ی هفترو دوهفته ای اجرا میکنم پیشاپیش بهتون بگم اگه مطالب من طولانی شد عذرخواهی میکنم و ی خواهش بزرگ ازتون دارم که به دقت زیاد مطالعه کنید چون من واقعاااا میخوام به رسالت رندگی اصلیم برگردم و راهنمابیم کنید
اقای شاهرخی اول من ی بیوگرافی از خودم بدم
من قبل از اشنایی با گروه شما هم به شدت به موفقیت و جذب و کاینات و ایمان و توکل قلبی به خدا و معجزه اعتقاد داشتم و دارم تقریبا دوره های تحلیل رفتار و مستری و ریکی گذردندم و چاکراهای بدنم باز هستن
من تو چندتا حوره از شما راهنمایی میخواستم من ۳سال پیش به عنوان شغل نتورک مارکتینگ شروع کردم ولی ن به این شکلی که تو ایران داره انجام میشه با ی شرگت بین المللی وکار درست و اصولی الانم هستم منتها چون برای من حداقل اون سوداوری نداشت دیگه خسنه شدم و رهاش کردم و خوب چون ی ماشینم برداشتم و اقساط اونام هست کلی متضرر شدم و الان برای اینکه برم به نقطه صفر دارم تو اسنپ گار میکنم و تو همین غین مدام تو ماشین جملات تاکیدی و همرو گوش میدم من اگه نت ورک شروع کردم ترم ازادی زمانی و مالی بود چون به شدت ادم هدفمندی بودم و هستم ولی انگار الان چن وقتی چیزایی داره بهم الهام میشه که رسالت تو چیز دیگریست دنبال نشانه ها هم خیلی هستم و به شدت گیرنده های ذهنیمو بار گذاشتم اول میخوام که چی کار کنم حس شهودم چندبن برابر بشه؟لارم به ذگر است من تو فابل تن ارامی هم دستام بالا میره انگار بدنم میخواد پرواز کنه و از طرفی چون تجربه حرکات جدا شدن روح از بذنمو دارم نسبت به خودم شناخت دارم اینو طبیغی میدونم
دوم اینکه من مدتها احساس میکنم رسالت من سخنرانی معنوی شدنه چون درباره ی ایمان و توکل واقعی به خدا و حتی انجامش خیلی حرف دارم و تو عملم نمیگم صد درصد ولی موفقم الانم با مسافرم در مورد ایمان صحبت میکنم همشون میگن بهمون انرژی دادی و چه قدر متفاوت حرف میزتی و من همیشه وقتی چشامو میندم میبینم برای ۲۰۰۰۰هزار نفر درمورد خدا میحرفم یکی از دلایلی که نت ورک انتخاب کردم همین ارادی زمانی و مالی بود که نشد شاید اونقدر باید سنگ اندخته میشد و من میفهمیدم بیام بیرون نمیدونم البته درسته یا ن ....و الان تاره میخوام برم دنبال کارایی که همیشه احساس میکردم دنبالش میکردم موفق بودم ولی نمیدونم کارمو که نت ورک رها کنم و به الهامات درونیم گوش بدم یا ن ؟
من شدیدا برام اومده کلاس دف و هنگ درام برم چون ی مقدار من حالات خلصه گونه هم زیاد دارم و انرژی بدم به شدت بالاس و یهو با اهنگای ضربدار سنتی رقص سما میرم
و از طرفی دغدغه مالی زیاد دارم که چون تخصص ها و مهارت هام عقب موندم باید اول اونارو ببرم بالا مثلا تو رشته ارشذم یادگیزی زبان درسطح حرفه ای لارمه که من هم پولشو میخوام هم وقتتشو
الان بیشتز دنبال اینم شهودم قوی تر شه و مسیر درست جلو پام قرار بگیره اقای شاهرخی من به اینذم ایمان دارم و من مطمینم در اینده انگاری قراه ار همین سخنرانی های معنوی و یو گا و این چیرها رسالتمو زنذگی کنم
میدونم شاید پراکنده و شلخته بود حرفام ولی بزارید پای بهم ریختگی ذهنیم
قشنگ اخساس میکنم تو مرحله ی جدیذی از زندگیمم هستم سه سال پیش مربی کلاس تحلیل رفتارم گفت من نگرانم تو مرز بین تلاش و مستری رعایت نکنی ولی من سالها تمریت کردم الان میدونم اول تلاش واقعی و نتیجه زو سپردن یعنی چی و میتونم حتی ساعت ها درموردش حرف بزنم ی موقع هایی ساعت ها میشینم و به ی جا خیره میشم و با ی اهنگ یاد خدا میفتم
من مطکینم اگع با انرزی که من دارم تو مسیر درست قرار بگیره من یکی از همون ادمایی میشم که حرفا برای کردم زیاد خواهم داشت لطفا زاهنماییم کنید
با سپاس



با سلام و ارادت حضور گروه محترم موفقیت شاهرخی.
سپاس از ایمیل شما و از فرصتی که برای بیان مشکلات ام مساعد ساختید.

زندگی ام عالی بود، همه چیز داشتم، خانه و خانواده، بهترین ماشین، اعتبار اجتماعی و در کل همه چیز داشتم.
تا اینکه در سال ۱۳۹۱ در یک پروژه بزرگ میلیون دلاری ورشکست شدم و تقریبا هشتاد هزار دلار بدهی آوردم. اوایل دچار مشکلات روحی و روانی شدم و دراین دوسال اخیر روی باورهایم کار میکنم و توانسته ام استرس ها را مدیریت کنم
از یکسال قبل و بطوری اتفاقی با کانال تلگرام شما اشنا شدم و هر روزه مطالب کانال شما را پیگیری میکنم.
علاوه بر ان کتابهای زیاد، مقالات و کلیپ های مختلفی انگیزشی و روانشناسی موفقیت را همه روزه حد اقل دو ساعت کار میکنم.
از صبح تا شب هم روی باورهای موفقیت ام کار میکنم.
باورهای موفقیت را در خودم ساخته ام و تصورات روشن و واضح، از موفقیت ام را نیز در ذهن ام هر روز مرور میکنم.
اما.
با این همه تلاش و کوشش در راستای موفقیت، هنوز نتوانسته ام که تغییری در زندگی ام بیاورم و راه ام پیدا کنم.
کوچکترین تغییری که قابل احساس و مشاهده باشد نداشته ام.
حتی کارمند تلویزیون بودم و با استفاده از قانون جذب و موفقیت، از ان استعفا کردم که بطوری اجنت کار کنم و به امید گرفتن قرارداد با پورسانت بالاتر، ولی امروز دقیقا دو ماه و نیم ازان میگذره و حتی قراردادی هم نتوانسته ام بگیرم.
خیلی وقت ها روی مغزم فشار میارم که:
۱. گره کار کجاست؟
۲. چرا با وجود ساختن باور موفیقت، هنوز هم چیزی خاصی برای من اتفاق نیفتاده؟
۳. کجای کارم می لنگد؟
۴. چرا قانون جذب برایم جواب نمیده.؟
چرا وضعیت مالی ام تغییر نمی کنه؟
و سوالات زیادی این چنینی از خودم می پرسم اما هنوز هم جواب شان را نیافته ام.
فایل یورش فکری رابیش از صد بار گوش کردم و برایم بسیار کمک کرد تا افکارم را بیشتر به هدف متمرکنم
ممنون میشم اگه دراین مورد راهنمای فرمایید.
با تشکر.
نام محفوظ


سوالات جهت مشاوره صوتی:
۱. میخوام شخصی جذاب بشم میخوام همه دوسم داشته باشن؟
۲. میخوام پسری اجتماعی باشم و بتونم باهمه قشری صحبت کنم و کلا تو روابط اجتماعی با قدرت پا پیش بزارم؟
۳. میخوام در دانشگاهم شاگرد اول بشم میخوام موفقیت و بچشم تو دانشگاه میخوام همه جای دانشگاه حرف از من بزنن؟
۴. میخوام باورهای محدود کننده ترس و ازین قبیل که باعث میشه نتونم رفتار مناسب نشون بدم یعنی اون موقع سکوت میکنم و سرمو پایین میندازم چون نمیدونم چجوری رفتار یا حرف بزنم؟
۵.میخوام خودمو کامل بشناسم و فرد مناسبیو پیدا کنم که بتونم رابطه ی عاطفی و صمیمیی و ایجاد کنیم و حتی ازدواج؟
۶. نمیدونم چرا من به خوشیفته ها جذب میشم و میدونمم خودمم خودشیفته و مغرور هستم چون از درون ضعیفم با اینحال از بیرون قویم و طبق فایلهای عزت نفستون دارم پیش میرم و موفق شدم؟
۷. میخوام خجالت یا ترسی که میخوام رو در رو با یه دختر صحبت کنم و از بین ببرم میخوام راحت مثل همجنس راحت صحبت کنم؟
۸.میخوام ادمه ثروتمند و موفقی بشم؟
۹. میخوام با یک فرد مناسب رابطه صمیمانه برقرار کنم ؟
۱۰. میخوام تو درسم پیشرفت کنم و انسان موفقی تو درس بشم؟
۱۱. میخوام با کسی رابطه بزارم که منو میخواد نه پول یا چیزایه دیگه دوسم داشته باشه بخواد مثل خودم با یکی باشه؟
۱۲.میخوام انسان قوی در هر زمینه ای بشم؟

۱۳.میخوام اونقدر قوی بشم که مهارت حل مشکلاتو داشته باشم و حلشون کنم در همان لحظه
۱۴. میخوام سختی در راه رسیدن به اهدافمو انتخاب کنم و هر روز برنامه ای داشته باشم نه سختی و پشیمونی که باعث احساسات بد میشه
۱۵. میخوام انسان شاد و مقاوم و خندان و موفق و جداب باشم
همین


باسلام و تشکر
و آرزوی شبی خوش برای شما
سوال من اینه که با اینکه همسر به خاطر مشکلاتی با خانواده ام دوسال کلا قطع رابطه س
چطوری میتونم راضیش کنم برای جشن عقد برادرم کینها رو کنار بزاره و بیاد مراسم جشن
از چه راهی برم که مقاومت نکنه قبول کنه
خیلی از خونوادم کینه داره

م
من برادرزادم نابینا و دیالیزیه خب
بعد الان داداشم اینا برا بچه دوم قراره اقدام کنند دکتر بهشون اجازه نمیده مث بقیه بچع دار شن خب
از طریق آی یو دی دقیق نمیدونم
در هر صورت زنداداشم نیاز به استراحت مطلق داره و برادرزادم هر ۶ساعت دیالیز میشه
و از طرفی زنداداشم باید استراحت مطلق داشته باشه
به من گفت این مدت بیا سینا رو دیالیز کن
از ی طرف من سرکار میرم از طرفی روحیم حساسه
از ی طرف دیگم منو داداشم باهم اختلاف سلیقه داریم اون از لباس پوشیدنم از ارایش از هیچی خوشش نمیاد من نمی تونم خودمو طبق نظر اون در بیارم
البته به زنداداشم گفتم من نمی تونم تمرکز ندارم اشتباه می کنم
از طرفی اونجا تمرینم نمی تونم انجام بدم
بابا مامانم میگن تو سنگدلی تو بدی
باید کمک کنی تو این شرایط
منو داداشم کلا ۱۰دیقه هم نمی تونیم تحمل کنیم همو
خواهش می کنم راهنمایی کنید


با سلام و احترام
ممنون بابت تمام راهنمایی هایی که تا کنون از طریق ایمیل یا وبسایت شما دریافت کرده ام
کتابهای زیادی در خصوص موفقیت مطالعه کرده ام و محصولات زیادی تهیه نموده ام. ولی در هیچ کدام جواب سوال خود را بصورت واضح و روشن دریافت نکردم.
سوال من: برای استفاده از ضمیرناخوداگاه باید سیستم خودآگاه را به نحوی مشغول کرده تا بتوان بصورت مستقیم با ناخوداگاه ارتباط برقرار نمود یا به عبارتی سیستم ras ذهن را دور زد. بجز هیپنوتیزم و خود هیپنوتیزمی آیا راهکار دیگه ای برای این منظور وجود داره؟ راهکاری که بتوان در هر شرایطی از ان استفاده کرد. در بعضی موقعیتها و مکانها امکان خودارامی یا خود هیپنوتیزمی وجود نداره. این راهکار یا راهکارها برای دور زدم سیستم ras چه هستند؟
سپاسگذارم


سلام عرض ادب و احترام
قبل ازهرچیز استاد عزیزخیلی ممنون وسپاسگزارم بابت کاری که شما انجام میدهیدوازاینکه وقت و زمان ارزشمندشمارو برای پاسخ به سوالات وراهنمایی ما صرف میکنید
سوال مهم من این هستش راحترین راه شناختن باورهای منفی در ذهن ناخوداگاه ما چطوری هستش؟
سوال دوم اینکه چطورباورهای گذشته ام روپاک کنم وبجاش باورهای مثبت بکارم بی نهایت سپازگزارم اگرراهنمایی بفرمایید
ارزوی سلامتی ثروت و بهترین ارزوها رو براتون دارم ارادتمندشما کامین ملکی


سلام وقتتون بخیر وخداقوت خدمت شما .من محصول جذب همسر رو تهیه کردم ۴۰روزی میشه تقریبا اما چندبار شروع کردم ۲سه روز انجام دادم اماچون شرایطشو ندارم فایل خودهیپنوتیزمی رو یجای که کسی رفت وآمد نداشته باشه هربار نشده الان نمیدونم چیکار کنم خیلی طولانیه واینکه من شرایطم جور درنمیاد .روزا سرکارم شبا هم فرصت نمیکنم .توروخدا راهنماییم کنین


سلام من سارا ۳۶ ساله هستم.۲۳ساله بودم که ازدواج کردم .همیشه از خدا میخواستم کسی بیاد تو زندگیم که من عزیز دلش باشم.با یکی از همکلاسان آشنا شدم دو ماه بعد عقدم ام اس گرفتم.از همسرم خواستم بره ولی گفت تا آخر با منه.
بعدها متوجه شدم اون مرد رویاهام نیست.
به مادرش وابسته بود .پدر نداشت .مادرش تصمیم گیرنده بود .۱۰ سال باهم موندیم .ایشون مشکل داشت و بچه دار نمیشد .از اول زندگی با هم سر این و اون مشکل داشتیم .آخرشم به این نتیجه رسیدیم جدا شدیم .ولی اون به خاطر مهریه حسابی کتکم زد .تو اب پرتقالم داروی بیهوشی ریخت .خدا خواست نجات پیدا کردم .تو این ماجراها یک دفعه احساس کردم یک غده تو سینم هست بهش توجه نکردم .در شرف جدایی بودم که فهمیدم سرطان دارم.اون طرف اصلا براش مهم نبود و مرتب اذیت میکرد.دکترا گفتند به علت داروهای هورمونی برای بچه دار شدن اینطوری شدی .
خلاصه ازش جدا شدم .یک دفعه ام اسم اومد رو.از سال ۹۴تا حالا در گیر ام اس هستم .الان در حالی هستم که راه رفتن برام سخت شده .دیگه امید به هیچی ندارم .خستم .کمکم کنید لطفا.
من از خدا خواستم ولی کمکی بهم نمیکنه.
کتاب خوزه سیلوانا رو خوندم هر شب انجام میدم .
چون راهی به جلو ندارم مرتب تو گذشته هستم .
طرفم‌زن گرفته.ظاعرا خوشبختم.چرا تاوان کارای بدش رو نامیده
به نظرم اصلا عدالتی نیست


سلام

من رشته ام تجربیه. امسال کنکور قبول نشدم و باید برای سال بعد تلاش کنم.هزاران هدف توی ذهنم فرو کردن _خانواده_ که به نظرم چندتا هدف داشتن عین بی هدفیه و بی هدفی هم به کنکورم آسیب میزنه.

بارها تست های معتبر روانشناسی رو دادم و تیپ شخصیتیم INTJ هست.

به رشته ی نوروساینس و روانشناسی بسیار علاقه دارم. ولی از طرفی پرستیژ کاری ، جلوه ی اجتماعی ، درامد (بسیار بسیار بسیار ملاک مهمیه برام)، و اینده ی شغل ایندم برام مهمه.

بابت اینکه دارم از رشته ی تجربی نسبت به روانشناسی علاقه نشون میدم خیلی سرکوفت میشنوم. مادرم ماما هستن و بخاطر علاقه ای که خودش به فیزیوتراپی داره امسال میخواد منو متقاعد که این شغل درامدش خوبه پس تو باید برای این رشته درس بخونی.مگه نمیشه که ادم روانشناس پولداری بشه. امکانش هست؟ چطور میشه درامد زیادی کسب کرد تو این رشته؟ اصلا روانشناس پولدار داشتیم؟

من به فیزیو تراپی علاقه ندارم و نمیخوام صرفا بخاطر درامدش خودمو بهش عادت بدم. مثل این میمونه با نگاه اول عاشق رشتت نشدی باهاش رفتی زیر یه سقف زندگی کردی که کم کم بهش علاقمند شدی و بهش عادت کردی.

نمیخوام بعدا حسرت بخورم که چرا کاری که میخواستمو نکردم.

خیلی سردرگمم و احساس افسردگی میکنم.دستم به هیچ کدوم از کارایی که قبلا میکردم و بهشون علایه داشتم نمیره. هر شب توی تخت خواب گریه میکنم.نمیتونم بخوابم. و نمیدونم دیگه از کی راهنمایی بگیرم.

توروخدا راهنماییم کنید چه مسیری رو پیش بگیرم برای این کنکور 97.

ممنون که وقت گذاشتید
نگین محمدنجد


سلام
ممنون از زحمات شما.
اول اینکه من موقع تمرین فایل هدفون مربوط به هوش عاطفی و فایل هیپنوتیزم مربوط به هوش کلامی نمیتونم خوب یا عمیق تمرکز کنم بیشتر فکرهای منفی و مشکلات یا کارهایی که ناتمام گذاشتم به ذهنم میاد یعنی درکل اون 50 دقیقه تمرین راحت 45 دقیقشو من تمرکز ندارم.نمیدونم چطور حواسم پرت میشه.
و اینکه من موقع تمرین همین فایلها چون تمرکز نمیتونم داشته باشم خسته میشم و بدنم رو حرکت میدم.ایا حرکت بدن ایرادی داره؟ البته بیشتر در فایل هدفون هوش عاطفی
و سوم من نمیتونم تصویر سازی کنم و میدونم تصویر سازی خیلی برای رسیدن به هدفم مهمه.مثلا وقتی میخوام تصور کنم یک ادمی شدم که خیلی راحت و ریلکس و بدون عصبانی شدن تونستم جواب حرف زور یا کنایه رو بدم ولی نمیدونم این داستانو چجوری کامل تصویر سازی کنم یا اینکه در خانواده یک شخصیت جدید پیدا کردم و همه به حرفم اعتماد دارن
و اینکه درتعیین هدفگذاری هم مشکل دارم.نمیدونم اول باید چی بخوام .یسری هدف بعد از مدتها توانستم رو کاغذ بنویسم اما همش دودلم که ایا من اینارو میخوام یا باید اینارو بخوام یا یه چیزدیگه باید بخوام.انگار توان تصمیمگیری ندارم


سلام اقای شاهرخی خوب هستید امیدوارم همیشه عالی باشید
من اهل بجنوردم 30 سالمه و تا الن مشکلات زیادی پشت سر گذاشتم مثلا 10 سال پیش ی ازدواج ناموفق داشتم ک کلا اثر منفی روی من و خانوادم مخصوصا مادرم گذاش وباعث شد 4سال پیش مادرم از دست بدم بخاطر مشکل افسردگی و اخرش سکته مغزی
درحال حاضر باپدرم ک 80 سالشه زندگی میکنم ,لیسانسم ولی بیکار
در این چند سالم چن بار عاشق شدم ولی ب ازدواج ختم نشد بخاطر گذشتم ومخالفت خانواده هاشون این تموم گذشتم بود و اما الان خودمم احساس افسردگی دارم دلخوشی ندارم و یک تصمیم بزرگ گرفتم ک کنکور تجربی بدم و مامایی قبول شم بدلیل علاقه ,بنابراین محصول دانش اموز ممتاز رو گرفتم اما هنوز شروع نکردم ...وتیر ماه کنکور دارم
سوالی ک داشتم در مورد محصول ازدواج هستش راستش در حال حاضر با یک اقایی اشنا شدم ک اصلا شرایطش بامن جور نیست مثلا 8سال ازم کوچکتره ولی نمیدونه یا اینکه وضع مالیش از ما بالاتره فقط و فقط علاقه بین ماست و اینک برنامه ریختیم برا اینده همین و فک میکنم علاقه اون بیشتره تا من .خاستم بدونم این محصول ک من هنوز سفارش ندادم و قراره بخرم میش برا ما نتیجه بده با این همه تفاوتی ک داریم ک مهمترینش تفاوت سن و اینکه قبلا ازدواج ناموفق داشتم ...یانه
ممنونم بخاطر اینکه حوصله بخرج دادین و متنو خوندین باتشکر.


سلام و وقت بخیر وسپاس فراوان بابت فایل های رایگان و وقتی که با عشق و علاقه جهت پیشرفت هموطنان میزارید واقعا ممنون و سپاسگزارم
سوال اول:جناب شاهرخی عزیز من یکی از تمرینات مورد علاقه ام تجسم کردن ولی نمیدونم چرا درحین تجسم خودم رو به عنوان نفر سوم میبینم نمیتونم خودم رو ببینم که مستقیم اون کارو انجام میدم حسم خوب میشه ولی همش نفر سوم میبینم خودم رو لطفا بگید چیکار کنم که بتونم خود واقعی ام باشم توی تجسم مراقبه هم خیلی انجام میدم ولی بازم همونجوری نفر سوم هستم و پرش ذهنی پیدا میکنم بیشتر مواقع ایی که تجسم میکنم ممنون میشم راهنمایی کنید عذرمیخوام من توان مالی خرید دوره تجسم رو ندارم ممنون میشم بهم کمک کنید
سوال دوم:ببخشید اگه میشه تجربیات دوستان رو که میزارید بگید دوستان از چه روشی و چطوری انجام میدن مثلا کارهایی که انجام میدن یا به چه چیزهایی توجه میکنن واز چه راههایی انجامش میدن چون توی ویس فقط میگن مثلا من تجسم کردن همونجوری که جناب شاهرخی گفتن خوب من بایستی چطوری بفهمم که چه راهی رفتن یا چه اقداماتی کردن بنظر من اگه دوستان توضیح بدن اینجوری میل و رقبت جهت خرید دوره ها بیشتر میشه چون دونستن یک دستور بتنهایی بدرد نمیخوره و باعث میشه دلسرد بشن دوستان ولی اگه توضیح داده بشه درمورد نحوه رسیدن به اون هدف بیشتر دوستان عزم رو جذب میکنن واسه تهیه محصول اینجوری شک و ابهامات ذهنی هم از بین میره بازم ممنون و سپاسگزار ببخشید زیاد شد دوستدار شما 🌹🌹😘🌹🌹


سلام استاد شاهرخی من نميدونم کدوم بسته رو باید برای مشکلی که دارم سفارش بدم اگه ميشه راهنماييم کنید مشکل من اينه که نميتونم پول جمع کنم تا پول دستم نيومده چند طرف بدهی و چک واسه خودم درست کردم خیلی از این اخلاقم رنج میبرم فقط چند ساعت بعد از خرید چیزی حالم خوبه بعد پشیمونی مياد سراغم اصلا نميتونم پول جمع کنم ممنون ميشم راهنماييم کنید


سلام
من سوالم اینه که میخوام باورهامو تغییر بدم ولی خیلی سختمه
فروشنده بیمه عمر هستم ولی مشتریها زمان مشاوره انتخاب میکنند برای اینکه بیمه بشوند ولی زمانش که میشه نمیان. من نمیدونم باید چیکار کنم.
واینکه چطوری باخودم ارتباط درست برقرار کنم؟ که دیگران هم از بودن با من لذت ببرند؟
خیلی مرسی از این فرصت عالی که بما دادید.


سلام آقای شاهرخی من مادر دوفرزند هستم 32ساله وقتی ازدواج کردم همه چیز داشتم خونه ماشین حساب بانکیم عالی بود وفرزندانم که یکی پس دیگری وارد زندگیم شدن وبه زندگیم زیبایی خاصی داده بودن خلاصه کنم فوق العاده سرخوش بودم از یه جایی به بعد کم کم مشکلاتم شروع شد شوهرم الکلی شد دیگه کار نمیکرد با کار کردن منم مخالفت کرد مغازمون به خاطر بدهی از دست دادیم اومدم یکی از محصولات آقای عباسمنش خریداری کردم تمام سعی کردم پیشرفتی نداشتم از فایلای رایگان شماهم استفاده کردمدبازم نشد خونم بخاطر قسط بانک به فروش رفت هر چی بیشتر با این قانون آشنا میشم یه جورایی ترسمم بیشتر میشه اون اوایل که از این قانون بی اطلاع بودم راحتر زندگی میکردم هر کاری میکنم بی خیال این قانون جذب بشم نمیشه حالا واقعا نمیدونم باید چیکار کنم دوست دارم یه کار مناسب پیدا کنم ولی نمیدونم چطوری؟؟؟
میشه یه راهنمایی بکنید🙏
با سپاس فراوان.


استاد شاهرخی بزرگوار شاید این یک اتفاق مهم باشه که من در حال حاصر دنبال کسی بودم که راهنمایی فکری و کاری ما باشه و الان پیام از شما در ایمیلم اومده بطور رایگان راهنمایی میدید ممنونم و این یک انعکاس از خواسته من به کائناته
من و همسرم سال 88 شروع به کار پیمانکاری کردیم قبل از ان هر دو کارمند شرکت خصوصی بودیم و همسرم از قبل شرکت داشت راه اندازی کردیم و شروع به فعالیت تا سال 93 فراز و نشیب بسیار داشتیم و در نهایت با همه تلاشها و فعالیتها با کست مواجه شدیم و مبلغ بالای بدهی خودم کار حسابداری را کنار گذاشتم و وارد حرفه میکروپیگمنتیشن شدم ولی خیلی نتونستم موف باشم تا الان . همسرم هم کار در زمینه دیگه ای گرفت از شهرداری تهران ولی اون کار هم به شدت ضرر داشت و بیشتر وصعیت حاد شد در دوسال گذشته همسرم به دلیل مهارت بالا در تولید و ساخت و اطلاعات فنی و به دلیل اینکه مهندس مکانیک هم هستن دو طرح و لیده جدید را طراحی و نمونه هم اماده کرده ولی به علت نداشتن سرمایه برای شروع کار و تولید و تیراژ بالا کار مانده و مجبور به مسافر کشی شده واقعا راهنمایی کنید چطو یک اسپانسر برای هر دو طرح پیدا کنیم که شاید در مجموع برای شروع کار 60 یا 70 میلیون نیاز باشه و یکی اینکه خودم چطور تبلیغات کنم و مشتریهام را زیاد کنم که بتونیم بدهیها را بدیم و از این وضعیت خارج بشیم واقعا سخته را بچه و مستاجر و این گرونیها
آیا شما س مایه گذار سراغ دارید که بتونیم کار را شروع کنیم و گره های مالی زندگیمون باز بشه.
ممنونم.

سلام آقای شاهرخی
گفته بودید سوالات رو بفرستیم.
من ۲ تا سوال اساسی دارم:
اول اینکه من با اینکه محصول جذب همسرو تهیه کردم ولی هنوز شروع به استفاده نکردم،چون هنوز نمی دونم که اصلا می خوام ازدواج کنم یا نه،یعنی کلا چندین ساله که دیگه نمی دونم از زندگی چی می خوام و این محصول رو تهیه کردم به این امید که بتونه کمکم کنه برای اینکه بدونم آیا واقعا می خوام ازدواج کنم؟ و از زندگی چی می خوام،بگید چیکار باید بکنم و آیا این محصول در این زمینه می تونه به من کمکی بکنه؟
لازم به ذکره من ۳۳ ساله و دارای موقعیت خانوادگی و تحصیلی و ... خوبی هستم و روحیه ای بسیار مستقل دارم و فرزند آخر هستم.شاید این اطلاعات برای پاسخگویی نیازتون باشه.

سوال دوم اینکه من برای ازدواج موقعیت های فوق العاده و خیلی خوب،زیاد داشتم مثل بقیه خواهرام،ولی مشکل اینجاست که محبت هیچ کسی به دلمون نمی شینه و بدون علاقه هم که برای من ازدواج غیرممکنه. حتی بین تمام کیس هایی که بود،یکی دو مورد تا حدودی می شد به ایجاد علاقه امیدوار بود و کمی به دلم نشست ولی قسمت نشد.
یعنی این مشکل خانوادگی مونه که کلا کسی به دلمون نمی شینه و اگر بشینه،جور نمی شه. من آدم خرافاتی ای نیستم ولی بعضیا که ادعای داشتن علوم غریبه می کردن،بهمون گفتن تمام خانوادتون رو جادوی سنگینی کردن،نسخه هایی هم پیچیدن که فایده نداشت،نمی دونم باید چیکار کنیم.
متأسفانه تنش تو خانوادمون خیلی زیاد شده،به نظرتون چیکار باید بکنیم؟


با سلام وخدا قوت .
خوشحالم که این فرصت رو به من دادید که بتونم سوالات خودمو بپرسم ، چون با همراه اول به پشتیبان گروه مشاوره تماس گرفتم خاموش بود.
من مرداد ماه محصول جذب ثروتو خریداری کردم که همزمان با این خرید مشکل مالی پیدا کردم و طلبکارها مدام در خانه می آمدن وباعث استرس شدید من شد . اما من به تمرین خودم تا 21 روز ادامه دادم ولی با تمرکز آشفته چون وسط هیپنوتیزم گوشی من زنگ میخورد و تمرکز من بهم میخورد .و نتیجه ندیدم ونتوانستم ادامه بدهم ، تا اینکه یک هفته پیش از ارشیو جناب دکتر استفاده کردم و حس خوبی به من داد .
حالا سوالات من اینکه
آیا زمان مشاوره من تمام شده؟
میتونم ویس هایی که جناب دکتر شاهرخی در گروه گذاشتن رو بجای محصولی که خریداری کردم برای تمرین استفاده کنم؟ چون اون نگرانی های قبل میاد سراغم .از اینکه به سوالاتم جواب میدید ممنون و سپاسگذارم


سوال ,باسلام من همیشه برای موفقیت برنامه ریزی تلاش میکنم حاضرم ازپول تفریحاتم بگذرم کتاب ها یامحصولات موفقیت تهیه کنم اماازهمشون نتیجه جزیی میبینم بایدبگم که من دررابطه کنکور خیلی تلاش کردم امانتونستم رتبه کسب کنم. بعدخوندن کتابهای زیادمتوجه شدم که من هرگزدرحال زندگی نکردم وبسیارعجول بودم من درحین انجام کاری همیشه به آینده نیومده فکرمیکردم همیشه ترس مانع پیشرفت من میشد,حمل برخودستایی نباشه امابسیاردرزمینه تحصیل وکسب مهارت نویسندگی خیاطی عالی بودم امامن درزندگی همیشه احساس ناامنی میکردم واین باعث میشدکه میترسیدم ازهمه چیزحتی ازموفقیت وترس وناامنی باعث میشدکه من موفقیت رابه سرعت بخواهم وصبرنکنم تازمان مناسب برسد این ترس وعدم صبرباعث شدکه هرگزدرروابطم بادیگران موفق نباشم ,هرگز دنبال هیچ کسب وکاری نروم ویا حتی به خاطرترس ازسرزنش دیگران ازازدواج چشم پوشی کنم وبه هیچ مردی فرصت خواستگاری ندهم من درتمام زندگی بااحساس ناامنی وترس زندگی کردم وخیلی ناراحتم راهی برای رفع این ترس وبی صبری وعدم امنیت وجوددارد?


سوال.
سلام اقای شاهرخی عزیز
با وجود اینکهمن مدت چند ماهه ک روی فکر خودم کار میکنم حتی قبل از خرید محصول از شما فایلای رایگانتونو گوش کردم. وخیلی وقتها هم جذب پول داشتم.
اما تازگی خیلی سعی میکنم ارتعاش مثبت ایجاد کنم ولی پارازیت مغزم مزاحم میشه. میگه از کجا؟ تو ک دیگه چیزی نداری . پس اندازی نداری. مگه ب این راحتیه؟
واین منو مایوس میکنه.
هر چند در جوابش میگم اره راحته .
نمیدونم چطور اما مطمئنم ک میشه.
الان بیکارم وتمام پس اندازمو خرج کردم سرپرست خانواده هم هستم. بخام کاریو دوباره شروع کنم باید ی سرمایه ای باشه. اینا رو فکرم و ضمیر ناخوداگاهم تاثیر منفی میزاره.
راه حل شما چیه.؟؟
ممنونم ازتون.

S
سلام خدا قوت من میلاد کلیوند هستم 22 ساله من و خانواده ام از مشکلات مالی رنج میبریم و درآمدی نداریم و پول نداریم کلی بدهی داریم و خونه هم نداریم فقط از دار دنیا 7 عدد گوسفند داریم من الان تو یه نگهبانی کار میکنم و ماهی 800 تومن میگیرم و دانشگاه آزاد در مقطع کارشناسی رشته حسابداری درس میخونم و پول شهریه ام رو به سختی جور میکنم من وقتی دانشگاه میرم دوستام همه ماشین دارن و پول دار هستن و خوشحال ولی من خجالت میکشم با این وضع و اوضاع برم پیش اونا چون از کوتاهی قد و کمبود منابع مالی در عذابم تو رو بخدا قسم میدم اگه از دستتون کمکی بر میاد برام انجام بدید حتی من گو

با عرض سلام واحترام حضوری شما عزیزانیکه برای خدمت به همنوعان خویش ازهیچگونه فداکاری دریغ نمیکنید.
من نورالحی آریامهر هستم از آستان بدخشان افغانستان
من مدت تقریبا دو ماه میشود از سایت شما بعضی روش ها را خواندنم واقعا چیزیهای ارزنده ی نوی سایت تان یافتم
اما مشکل من اینجاست که من دریک کشوری زنده گی میکنم که مملو از یاس و ناامیدی است هرطرف افرادی است با افگار منفی وبی اراده اصلا کسی پیدا نمیشد که برات یک مشوره سالم بدهد تا انسان به زنده گی امیدوار شود . اینجا حتی به خاطر پوشیدن لباس باید مشوره بگیری اصلن هیچیز به انتخاب خودمان نیست ، و جامعه که من اونجا زنده گی میکنم غرق در فقر است وناتوانی و بیکاری .
من هم نمیتوانم بالای اهدافی که در زنده گیم دارم تمرکز کنم و هیچ اراده ی قویی ندارم تا یک کاری را که آغاز میکنم به انجام برسانم پس در چنین وضعیت چه باید گرد و کدام راهکار ها راباید استفاده کرد؟. امید وار هستم اگر خدمات تان را خارج از ایران هم میفرستید با مشوره های ارزنده تان بنده را دراین زمینه همکاری نماید. با عرض حرمت نورالحی آریامهر


با عرض سلام وخدا قوت خدمت آقای شاهرخی عزیزو گروه
موفق وپیروز تون امیدوارم خداوند عمر باعزت به شما عنایت کنه من خیلی وقت دنبال ایمیل یا شماره تلفن شما میگشتم تا اینکه پشتبانی گروه متنی مبنی بر پیامی که شما فرمودین هر کس سوالی داره بپرسه اینم از لطف خدا میبینم.آقای شاهرخی سوال که چه عرض کنم باید تو ضیح بدم نزدیک دوسال پیش بیمار شدم اضطراب و افسردگی شدید به طوری که ب خودمم نمیشناختم حالتش رو نمیخوهم به یاد بیارم ولی اگر حرف منفی میزنم ببخشید باید بگم بیماریم چه طور بوده ،وپس از مراجع به پزشک چه عرض کنم پزشکان که تشخیص دادن اعصاب ورانم ضعیف است نزدیک یک سال دارو مصرف کردم نه خواب داشتم نه خوراک سرگیجه شدید وعدم تعادل متخصص گوش ، قلب ...مراجعه کردم یک سال دارو مصرف کردم تا اینکه دارو رو دکتر قطع کرد نزدیک هفت ماه میشه مصرف نمیکنم ولی بعد قطع دارو حالت گیجی وعدم تعاد رودارم نه به شدت قبل فکر میکنم زیر پام خالی میشه چشمام حالت تاری میشه بعضی اوقات نمیتونم قدم بردارم چیزیو جابه جا کنم واز موقع بیماریم نتونستم بیرون تنهایی برم چون فکر میکردم العان چشمام سیاهی میره میخورم زمین ودکتر گوش گفت از گوش میانی شماست چقدرم حرف شنیدم از دیگران بخاطر این شرایطم ،فشارم بالا یا پایین میره صبح که از خواب بیدار میشم در طول روز که احساس کسلی وخواب میکنم وآزمایشی که دادم گفت کمی چربی خون وکم کاری تیروئد داری .
ودر کل احساس و حالم‌در حد خوب هم نیست وپای چپم احساس میکنم خواب میره از پایین تا رانم واین بود ریز ودرشت مشکلم.
تصویر سازی میکنم سعی میکنم حالمو خوب کنم ولی بااین شرایط نمیتونم تصویری واضح واحساس خوبی داشته باشم وتقریبا یک سال میشه با گروه شما آشنا شدم خدا خیرتون بده فایل شکر گزاری آناتومیک رو روزی یکبار وبعضی روزها دوبار اگه وقت میکردم گوش میدادم طی سه ماه ومیدونم که کمه والعانم روزی یکبار شروع کردم گوش میدم وصدای امواج شفا بخش دریارو هم ۲۱ روز گوش دادم .
ببخشید که وقتتون رو گرفتم بی نهایت تشکر میکنم بابت زحماتی که برای بنده و دیگر افراد میکشین
سوالی دیگری که پیش اومد فرمودین که بر اثر تمرین کم باشگاهی بود به بیماری اسکلیوز دچار بشین ومن دبیرستان رشتم گرافیک بود ومجبور بودم پشت تخته طراحی ویک چهار پایه ساعتها بشینم و طراحی کنم ومن بعد چند سالاحساس کردم مشکلی در ستون فقراتم پیش اومده وحالتی که کمرم از سمت راست حالت خمیدگی پیدا کرده واین حالت انحراف ستون فقرات حالت بدی روی باسن وکمرم گذاشته و از شما عاجزانه درخواست کمک دارم که خدا خواسته من تمام حالت جسمی وروحیم رو به شما توضیح بدم واز شما بخوام راهنماییم کنید من خانومی ۳۴ ساله هستم واین تمام مشکل من تو زندگیم . بازهم گذشت کنید وقت گرانبهاتون رو گرفتم وبرای سلامتی شما صلوات میفرستم تو ذکرهام شمارو یاد میکنم همیشه خدا نگهدار شما باشه ان شاءالله.


با عرض سلام واحترام حضوری شما عزیزانیکه برای خدمت به همنوعان خویش ازهیچگونه فداکاری دریغ نمیکنید.
من نورالحی آریامهر هستم از آستان بدخشان افغانستان
من مدت تقریبا دو ماه میشود از سایت شما بعضی روش ها را خواندنم واقعا چیزیهای ارزنده ی نوی سایت تان یافتم
اما مشکل من اینجاست که من دریک کشوری زنده گی میکنم که مملو از یاس و ناامیدی است هرطرف افرادی است با افگار منفی وبی اراده اصلا کسی پیدا نمیشد که برات یک مشوره سالم بدهد تا انسان به زنده گی امیدوار شود . اینجا حتی به خاطر پوشیدن لباس باید مشوره بگیری اصلن هیچیز به انتخاب خودمان نیست ، و جامعه که من اونجا زنده گی میکنم غرق در فقر است وناتوانی و بیکاری .
من هم نمیتوانم بالای اهدافی که در زنده گیم دارم تمرکز کنم و هیچ اراده ی قویی ندارم تا یک کاری را که آغاز میکنم به انجام برسانم پس در چنین وضعیت چه باید گرد و کدام راهکار ها راباید استفاده کرد؟. امید وار هستم اگر خدمات تان را خارج از ایران هم میفرستید با مشوره های ارزنده تان بنده را دراین زمینه همکاری نماید. با عرض حرمت نورالحی آریامهر


سلام آقای شاهرخی بزرگوار
روزتون بخیر
سوالی از حضور محترمتان دارم
این سومین ایمیل من است که می فرستم ،
آقای شاهرخی من مشکل اساسی دارم هر چه مطالعه میکنم دوره شرکت میکنم تلقین میکنم تمرین های مختلف انجام می دهم تغییری در زندگیم حاصل نمی شود جز خستگی واماندگی چکار کنم آنگونه که می خواهم زندگی کنم ؟


از تبلت سامسونگ ارسال شده است.

SAJAD, [16.01.18 02:16]
برای اطمینان از اینکه سوال حتما به دستتون می رسه،غیر از تلگرام اینجا هم مجدد می فرستم.

سلام آقای شاهرخی
گفته بودید سوالات رو بفرستیم.
من ۲ تا سوال اساسی دارم:
اول اینکه من با اینکه محصول جذب همسرو تهیه کردم ولی هنوز شروع به استفاده نکردم،چون هنوز نمی دونم که اصلا می خوام ازدواج کنم یا نه،یعنی کلا چندین ساله که دیگه نمی دونم از زندگی چی می خوام و این محصول رو تهیه کردم به این امید که بتونه کمکم کنه برای اینکه بدونم آیا واقعا می خوام ازدواج کنم؟ و از زندگی چی می خوام،بگید چیکار باید بکنم و آیا این محصول در این زمینه می تونه به من کمکی بکنه؟
لازم به ذکره من ۳۳ ساله و دارای موقعیت خانوادگی و تحصیلی و ... خوبی هستم و روحیه ای بسیار مستقل دارم و فرزند آخر هستم.شاید این اطلاعات برای پاسخگویی نیازتون باشه.

سوال دوم اینکه من برای ازدواج موقعیت های فوق العاده و خیلی خوب،زیاد داشتم مثل بقیه خواهرام،ولی مشکل اینجاست که محبت هیچ کسی به دلمون نمی شینه و بدون علاقه هم که برای من ازدواج غیرممکنه. حتی بین تمام کیس هایی که بود،یکی دو مورد تا حدودی می شد به ایجاد علاقه امیدوار بود و کمی به دلم نشست ولی قسمت نشد.
یعنی این مشکل خانوادگی مونه که کلا کسی به دلمون نمی شینه و اگر بشینه،جور نمی شه. من آدم خرافاتی ای نیستم ولی بعضیا که ادعای داشتن علوم غریبه می کردن،بهمون گفتن تمام خانوادتون رو جادوی سنگینی کردن،نسخه هایی هم پیچیدن که فایده نداشت،نمی دونم باید چیکار کنیم.
متأسفانه تنش تو خانوادمون خیلی زیاد شده،به نظرتون چیکار باید بکنیم؟

ارسال از تلفن همراه Huawei من

SAJAD, [16.01.18 02:16]
سلام خدمت آقای شاهرخی بزرگوار
روزتون بخیر
مادرم ۷۴ ساله است از ده سال پیش متوجه ناراحتی قلبی او بعلت گشاد بودن دریچه قلب شدیم دکترش گفت بعلت وضعیتش که فشار خون چربی وقند بالا وزن بالا و.... نمیشود عمل کرد از چهارسال پیش
هم مشکل ریه - آب آوردن ریه به آن اضافه شد هرچند ماه یکبار حالش بد میشد وچون مادر شهید بود به خاطر خدمات بهداشتی رایگان می بردیم بیمارستان خاتم آلانبیا وهر بار درمان سرسری میشد ومرخص میشد تا اینکه در بهمن سال گذشته دوباره حالش بد میشود وباز مجبور میشویم ببریم همان بیمارستان ولی متاسفانه اینباربه بخش عمومی یا ریه نبرده ومستقیم از اورژانس بردن سی سی یو\\\"\\\"\\\"\\\" تجارتخانه بیمارستان خاتم آلانبیا\\\"\\\"\\\"\\\" و رییس باند تاجران آنجا تشخیص داد باید گلوی مادم تراک شود در صورتی که دکتر مغز واعصاب با توجه به وضعیت مادرم اجازه اینکار را به آنها نداده بود ولی تاجر بیمارستان (بخاطر اینکه مدتی بعداز این عمل بیماران باید تحت مراقبت ویژه باشند وساکشن ریه شوند وبابت هر شب ماندن پدران ومادران شهدا مبلغی کلان از بنیاد شهید میگرفت )از دکتر دیگری رضایت عمل گرفته وخواهر بردار ساده مرا هم متقاعد کرده بود به عمل رضایت دهند و متاسفانه علیرغم مخالفت وممانعت شدید من این اتفاق بد برای مادرم افتاد ومادرم سه ماه نیم در آی سی یو کشتارگاه خاتم ماند در طی این مدت ما هر روز به ملاقات مادرم می رفتیم بعلت تزریق مسکن های زیاد وقوی اکثرا خواب بود ساعت ملاقات . روزهایی هم که بیدار بود دایما اصرار میکند مرا ببرید چون نگهداری این نوع بیماران تا مدتی به تجهیزات سی سی یو در منزل نیاز داشت از دکتر بنیاد شهید کمک خواستیم ولی ایشان نه تنها کمکی نکردن حتی اجازه مرخص کردن مادرم را هم به ما ندادن ولی بالاخره خودمان باخرید وسایل وگرفتن پرستار مادرم را آوردیم خانه تا مدتی پرستار گرفته بودیم ولی به خاطر هزینه بالای پرستار چند ماهی است خودمان در منزل نگهداری میکنیم حالش خیلی خوب شده راه می رود وحواسش کاملا مثل قبل شده ولی با ما رفتار خوبی ندارد من ودو خواهرم شیفتی از او نگهداری میکنیم ولی غیر از کارهایش که برایم آن خسته کننده است رفتارش خیلی غیر قابل تحمل شده قبول نمیکند پرستار بگیریم ولی با ما هم کنار نمی آید
من و دو خواهر از نگهداریش خسته شده آیم،
شما بفرمایید ما غیر از دعا وطلب آرامش چه کار دیگری می توانیم انجام دهیم .
سپاسگزارم
از تبلت سامسونگ ارسال شده است.

SAJAD, [16.01.18 02:16]
سلام چند وقتی بود می خواستم برم پیش یه روان شناس ولی هر دفه یه جورایی با یه بهونه پشیمون میشدم . اتفاقی اینجا را پیدا کردم گفتم شاید بتونید کمکم کنید.. در اصل سه تا مشکل دارم من. نزدیک 5 ماهه خدمتم تموم شده و خودمم 23 سالمه. توی خدمت خیلی اذیت شدم و اونجا به خودم قول دادم تا کار درست و حسابی با درآمد بالا نداشته باشم حتی فکر ازدواج هم نمیکنم. توی دبیرستان بخاطر مشاوره احمقانه مشاورمون رشته تجربی را انتخاب کردم اوایل خوب درس میخوندم ولی علاقه آنچنانی نداشتم. بیشتر چون میگفتن دکتری درامد خوبی داره. ولی من عاشق حیوانات بودم و گفتم دامپزشک میشم ولی حتی نمیتونسم مردن یه جوجه را ببینم. تا سال سوم درس خوندم ولی پیش دانشگاهی را هیچی دوبارم کنکور دادم و قبول نشدم.با راهنمایی یکی فامیلامون با برنامه نویسی سایت آشنا شدم تا چند ماه قبل خدمت یکم تمرین کردم ولی چون داشتم اضافه خدمت میخوردم مجبور شدم برم خدمت. خدمتم که تموم شد اومدم و همون طراحی سایت را دارم ادامه میدم ولی چون درسای مربوط به کامپیوتر را نخوندم کارم یکم کند پیش رفت. اون سه تا مشکلی که گفتم اولی همین کار که یجورایی کارآموزم و تازه دارم شروع میکنم و بیشتر خرج دارم تا درآمد. دوم مدرک دانشگاه که میخوام برا کامپیوتر بگیرم البته بعد از این که کارم گرفت به صورت غیر حضوری بخونم و فقط مدرکش را بگیرم. وسوم که یجورایی اون دوتای اولم درگیر کرده و تقریبا میشه گفت زندگیم رو از حالت عادی به هم ریخته و حتی نمیتونم تمرکز کنم کارم رو انجام بدم. درست دو هفته بعد از اینکه خدمتم تموم شد داخل پارک شهرمون دختری را با مادرش دیدم و ازش خوشم اومد دنبالشون رفتم و آدرسشون را پیدا کردم خیلی دلم میخواست برای آشنایی میرفتم خاستگاریش ولی هیچی نداشتم .از طریق دوستاش شمارش رو گرفتم و کم کم با هم صحبت کردیم و تا حدودی با هم آشنا شدیم . میدونم برا آشنایی شیوه احمقانه ای رو انتخاب کردم . الان حدود 4 ماهی از آشناییمون میگذره. تازگیا تو یه مغازه شال فروشی شروع به کار کرده که فقط اونجا دو بار حضوری در حد چند دقیقه تونستم باهاش صحبت کنم. بقیه اش تلفنی. چند باری هم از دور با خانواده اش دیدمش. بخاطر خانواده اش و اینکه با هم محرم نیستم هیچوقت نتونستم ببینمش و حرف بزنیم. حتی کادو تولدش هم نتونستم بهش بدم . یعنی خودش گفت بعد از اینکه رابطمون رسمی شد. بهش علاقه پیدا کردم و بهش گفتم و البته اونم گفت که بهم علاقه داره. من مادرم از این که اون دختر را میخوام با خبر بود یعنی خودش از حرفای تلفنی فهمید. و بهم گفت بعد از اینکه کارت درست شد برات میریم خاستگاری. دختری که میخوامش 20 سالشه. خانواده اش نمیدونستم که با من صحت می کنه به گفته خودش آخرین باری که دیدمش هفته گذشته گفت اتفاقی پدرش تلفن همراهش را خواسته اونم نداده. پدرش هم شک کرده و رفته از مخابرات پرینت تلفنش را گرفته و متوجه شده. یه هفته ای بود تلفنش مسدود شده بود. شماره خط جدیدش را بهم نداد و گفت بابام گفته ببیندنت وای به حالته. و دیگه حتی نمیتونم باهاش حرف بزنم چه برسه ببینمش. ولی بهش گفتم کارم که درست شد میرم خاستگاریش. متاسفانه حتی نمیتونم کار کنم همش فکرم پیش اونه میترسم نتونم بگیرمش.خیلی دوسش دارم.دارم دیوونه میشم. ممنون میشم یه راهنمایی کنید که عملی باشه. الان نه اون را دارم نه میتونم کار کنم.
راستش یه مریضی هم گرفتم رفتم دکتر گفت التهاب روده است که اصلا بی سابقه بود. یه هفته کامل مریض بودم و همش تب و لرز و دل درد و سردرد . 5 کیلویی هم کم کردم. به همه گفتم به خاطر بیماریه ولی در اصل به خاطر استرس و ترس از از دست دادن دختریه که دوسش دارم
زندگیم داره بی معنی میشه انگیزه ای برا کار ندارم یه ترس و استرسی منو گرفته
اعتماد به نفسم نزدیک به صفر شده

SAJAD, [16.01.18 02:17]
سلام دریافت شد هفته اینده پاسخ ها در یک ویس در کاناال تلگرام و سایت داده میشود با تشکر

SAJAD, [16.01.18 02:18]
با سلام واحترام خدمت جنابعالي و تمامي همكاران زحمتكش شما
من فايل هاي صوتي شما رو هم در تلگرام و ايميلم گوش مي كنم روي خواسته ام تمركز مي كنم ولي قدرت جذ ب ندارم تكرار خواسته بصورت شكرگزاري حتي نماز شكر هم بعضي اوقات مي خونم شب هنگام خواب و صبح قبل از اينكه از رختخواب بيرون بيام در حالت آلفا خواسته هام رو مرور مي كنم وشكر گزاريي انجام مي دهم اما هيچ اثري از جذب نمي بينم مثلا يك زمين دارم كه قصد ساخت انون دارم نه تنها هيچ تغييري در درآمدم نكرده بلكه وقتي دنبال پروانه ساخت هم رفتم براي تعريض كوچه كه اصولا از هر دو طرف عقب نشيني بايد انجام بشه كارشناس شهر داري نظريه اي كه ارائه داده هر دو متر از سمت زمين من كم شده يعني به جاي بيست متر چهل متر كم كرده و پروانه رو صادر كرده بر خلاف خواسته قلبي ديگه اعتقادم رو نسبت به قانون جذب دارم از دست مي دهم لطفا كمكم كنيد .
با تشكر از شما و تيم موفقتون

SAJAD, [16.01.18 02:18]
با سلام
من خیلی دوست دارم با فرد مورد علاقه ام ازدواج کنم(زیبا و پاکدامن) ، اما هر کجا میرم اگر فرد زیبا باشد مرا قبول نمیکند و جایی که زیبایی فرد به دلم نخورد من قبول نمیکنم در همین مرحله از زندگی مانده ام لطفا کمک کنید.

در مورد ثروت (دوست دارم ثروتمت شوم)من دارای مدرک کارشناسی ارشد (کامپیوتر - نرم افزار)هستم اما هیچ کاری هم ندارم فقط در حال حاظر دارم یک اپلیکیشن طبیعت گرد می نویسم(من برنام نویس هستم) ایده ای که تو دلم بود و دارم اجرا میکنم
نمی دونمبه جایی میرسم یا نه لطفا کمک کنید.
avatar
ارشیو نظرات ابان اذر ماه
۵ دی ۱۳۹۶ ۰۳:۵۱:۵۸ ق.ظ
بنده سینا بشیری هستم, 23 ساله از تهران
که این اواخر حدود یک ماهی میشه که دوره ثروت میلیاردی رو تحویل گرفتم.
حقیقتش نمیخوام پر حرفی کنم(چون بالاخره دیگران هم هستن و وقت شما اندک),‌بنابراین پرحرفی بنده رو ببخشید
این مشکلی که خدمتتون میگم, هیچ ارتباطی با دوره ها نداره,‌بنده به تمامی قوانین ماوراء طبیعه و علوم متافیزیک اعتقاد اکتسابی دارم و تحقیقات زیادی از جوانی کردم(حدود 3 سالی میشه)
از دیدن اقای ماساروایموتو محقق ژاپنی پروژه واترگاد مولکول های آب در معرض انرژی کلمات گرفته تا تحیقاتی که خودم روی میوجات و محصولات غذایی و ... انجام دادم و میشه گفت میتونم صاحب نظر باشم, البته نه در مقابل شما بزرگوار
همه اینهارو گفتم که بگم من در ناخوداگاه خودم,‌هیچ مشکلی با تغییر ندارم, چون آدم تنبلی هستم به نسبت بنابراین قدرت این رو دارم که ناخوداگاهم رو رام خودم کنم
حتی به معجزات هم اعتقاد دارم,‌اما در مکان و زمان و شرایط خاص و موضوع خاص خودشون.
منتها یک بدی,‌یا خوبی که دارم, اینه که بسیار منطق گرا هستم, (نه اینکه انسان احساسی ای نباش, اتفاقا بسیار احساسی هستم) یعنی همیشه میگم دو دو تا,‌میشه 4 تا
ممکنه بشه 5 تا, اما در مکان خاص و زمان و شرایط خاص!
مثلا شفا گرفتن 7 توریست خارجی رو بنده در آستان حرم مقدس امام رضا دیدم و بسیار هم پیگیری کردم...
به اون اعتقاد دارم, چون شرایط خاص بوده(شفای بیمار) و همینطور مکان خاص بوده و همینطور موضوع خاصی بوده!

همه اینارو گفتم که بگم من تو کارم (بورس بین الملل) طوری هست که انسان های کمی از استعاداد الهی برای پیروزی همیشگی در اون برخوردارن, که البته بعضا توسط تجربه های چندین ده ساله به دست اومده, اما بعضی ها هم نه, معجزه شاید براشون شده باشه تا استعدادش رو داشته باشن.
من ادم ثروتمندی نیستم.. معمولی هستم.
حالا مشکلم اینه که, من در ناخوداگاهم مشکلی با بیلیونر شدن و ناهار رو مثلا تو زوریخ بخورم و شام رو هنگ کنگ ,‌مشلی با این قضیه ندارم.
اما با یه چیز مشکل دارم, اونم اینه که چطور ناخوداگاه من( یا کلمات تاکیدی, یا تخیل و تصویر سازی ذهنی یا....)‌میتونه باعث بشه که من بیلیونر بشم؟؟!
از نظر خودم کارم بسیار کار مشکلی هست,‌البته مشکل نیست, چیزی که من میخوام مشکل هست, که همون خواستار پیروزی همیشگی هستم در کارم, بنابراین ذهن من باور کامل به کلمات کلیدی داره, ذهن من ایمان کامل به تصویر سازی داره و به قدرت ناخوداگاه( چون هم توسط علم و هم توسط بزرگان دینم تونستم برای خودم اثباتش کنم سال ها پیش) اما نمیتونه مسیر این بیلیونر شدن رو درک کنه
منطق من نمیتونه قبول کنه
منطق من میگه, باید یا صاحب بانک بزرگی در این بازار باشی تا بتونی موفق بشی, یا شانس بیاری تو هم یکی از مثلا 2 منفری در جهان باشی که توی این موضوع براشون معجزه الهی صورت گرفنته!‌که البته معجزات رو فقط در مکان ها مذهبی قبول دارم,‌یا حداقل خواسته شده از اونها, اینکه از غیب و از عالم کیهان و ملائک چیزی به من داده بشه رو قبول نمیکنم!

در کل مشکل من اینه که, جطور منطقم رو اصلاخ کنم که نیاز به دلیل نداشته باشه برای باور این راهکارها

میدونم خیلی طولانی شد,‌خیلی,‌من شرمندم واقعا
اما این اولین و اخرین سوال من از شما خواهد بود


سلام پاسخ این سوال خیلی ساده هست منطق اصلا تو کسب ثروت درامد زیاد تاثیر نداره منطق شما زیاصی هست از نیم کره چپ شما میاد و سال ها سرکوفت شده توسط والدین اموزش پرورش و دیگران اطرافیان برای این کار شما در حالت هایی باید تمرین کنید القا باور کنید باور سازی کنید که از این منطق دور بشید و روشش حالت شمارش معکوس الفایی هست که از منطق نیم کره چپ بیرون بیایی با تمرنی های مربوط و تلفین ها رو باور سازی رو در حالت نیم کره است که منطق نداره و احساس ارتعاش به جهان هستی هست ببری. اصلا نیاز به متقاعد کردن پرسیدن از منطق نیست اگر قرار بود بیل کیتس و دیگران با منطق ثروتمند بشن که شمارش ضرب کردن درامد از منطق اون ها خارج بود منطق در موفقیت با ضمیر ناهوشیار جایی نداره هر جقدر بتونید فاصله بگیرید از این منطق و تلقین سازی کنید و پله به پله نه الان اتتظار داشته باشید ماهی دو میلیون درامد شماست صد هزار دلار یا میلیاردی ماه بعد بشی باید پله به پله ماهیانه با نیم کره عیر منطفی راست ایده بگیرید درامد زیاد کنید هر ثروتمندی هم با همین ایده سازی ثروتمند شده البته اجراکرده

در کل شما باید فاصله بگیرید از منطق منطق در رشد مالی موفقیت جایی نداره فقط دو ضرب در دو رو چهار میبینه

تمرنی های تجسم خلاق ان ال پی عبارت تاکیدی هیپنوتیزم همش بر همین اصل هست که ضمیر اصلی ناخوادکاه شما تریبت بشه برای همین دور شدن از منطبق

اکی شما باید از منطق با این تمرینهای گفته شده دور بشی و روی ضمیر برتر خوت کار کن


a. arezumandi, [05.10.17 00:21]
سلام.آقای حسینی بنده 31ساله هستم دانشجوی کارشناسی ارشدهنررشته سفال وسرامیک ویک مخترع هستم که تاکنون دوا ختراع را ثبت کرده ام .به علت شرایط نامطلوب واقتصادی ومخالفت خانواده تاکنون ازدواج نکرده ام(هزینه تحصیل وخانواده را برادانم پرداخت میکنند ومن شاغل نیستم پدر ومادر از هم جدا شده اندمحصول ازدواج شمارا خریداری کرده ولی هنوز کامل پرداخت نکرده ام.خواستکار داشتم ولی پس ازمدت ها متوجه کلمات اطرافیانم درذهن نیمه هوشیارم شدم وترس های ایجاد شده ام من تا مدت چهار سال پیش به لطف خداوند با معنویت آشنا شدم ودر نهایت روی خودم کار کردم وبخشیدن را باکتاب کاترین شروع کردم وپیشرفت کردم اما اطرافیانم با توپ های منفی که به داخل میدان ذهنی من از جمله ژشتی وجراحی بینی ومثل پیرزنها هستی وغیره ...(وقتی کودک بودم وهنوز 8تا9سالم بود با خواهر کوچکم بابت این که تو اول ازدواج میکنی ومن میمونم بود.)خلاصه این که وقتی اوضاع معنوی من بهم ریخت متوجه شدم تمامی موارد فوق از خانوادم بلند شده به خصوص مادرم که دختر را فقد وفقد بابت کار کردن میخواسته اگرچه میدونم همه معلم هستند ومن سخترین معلم های زندگیم راداشتم.خوب وقتی فشار ذهنی واطراف زیاد میشه یک سری مطالب که ریشه درذهن دارندوخوفته اندبه سطح میان مثل خواستکار یک هفته پیشم که یک مرد زن دار معلم با دو بچه بود .)حالا هم باید ببخشم وافکارمزاحم وگذشته و آیند ه رااز ذهنم بیرون کنم هم جذابیت زنانه را بالا ببرم هم مثبت اندیش باشم واز کینه ها ونفرت وخشم دست بردارم جذب ثروت کنم حضور مالی پیدا کنم مستقل تر شوم وازدواج کنم.وهمین طور لک های پوستی صورتم راکه خیلی کم شده وعلت اون برام به طور کامل نه ولی تا حدودی مشخص شده را از بین ببرم.که هنوز موفق نشده ام وچاگراها ی بدنم راهم باز کنم (به خصوص چاگرای چشم سوم )اراده را قوی کنم خوب بتونم صحبت کنم واسپانسر پیدا کنم که کردم ولی نمیدنم با شرایط فوق من فقط میتونم دوتا از محصولاتتون را بخرم حتی اگر سومی را هم بخواهم زمان میبره .لطفا مرا راهنمایی کنید تا بتونم خرید درستی انجام بدم وبه نتیجه برسم با تشکر از شما وگروه تون وآقای شاهرخی


Iranmanesh, [05.10.17 22:30]
سلام آقای شاهرخی من دوست دارم مترجم بشوم و زبان انگلیسی را به خوبی یاد بگیرم البته بر زبان انگلیسی در حد متوسط تسلط دارم ولی دوست دارم حرفه‌ای باشم. یک مترجم ماهر باشم. اما نمی‌دانم چرا نسبت به درس خواند بی انگیزه شده‌ام. ناگفته نماند که یک کودک 8 ماهه دارم و هر بار که می‌خواهم درس بخوانم یا او را بهانه می‌کنم یا چیز دیگری را. البته چند وقت پیش که با دوستان دوران دبیرستان ملاقاتی داشتم متوجه شدم که آن‌ها همه به نوعی در حرفه و رشته و زندگی شخصی‌شان به موفقیت‌هایی رسیده‌اند و از نظر علمی آن‌ها از من جلو زده‌اند خیلی ناراحت شدم و از خودم بدم آمد. مسئله دیگری که در زندگی من وجود دارد من هیچ دوستی ندارم و تنها دوستانم همان دوستان دوران دبیرستان هستند که چون راهمان از هم جدا شده دیگر نمی‌توانیم برای هم دوست باقی بانیم و زمانی که این مسئله را متوجه شدم بسیار آزرده خاطر شدم. البته من قبل از اینکه سر از دنیای ترجمه در بیاورم اندیشه‌های دیگری در سر داشتم و آرزوهای دیگری که از کودکی با من همراه بود و به آن‌ها دلبسته بودم ولی هم‌اکنون برایم میسر نیست که در مسیر آرزوهای قدیم باشم حتی عاقلانه هم نیست. شرایط زندگی به گونه‌ای رقم خورده که ترجمه تنها راه پیشرفت برایم است اما به اندازه‌ی آرزوهای قدیمی برایم عزیز نیست. دوست دارم به ترجمه علاقه‌مند شوم و بتوانم زبان انگلیسی را خیلی خوب درک کنم و در این راه پیشرفت چشم گیری داشته باشم. راستی با اینکه جوان هستم اما خیلی به گذشته و دوران خوش نوجوانی فکر می‌کنم و این باعث شده دیگر به مسیر جلو نیاندیشم همچنین اگر کسی از خانواده‌ی همسرم یا کسی از آشنایان با من بد رفتار کند احساس خیلی بدی به من دست می‌دهد و باعث می‌شود مدتی خود را درگیر فکر کردن به آن موضوع کنم. من شغل بالقوه‌ای دارم که درصورتیکه زبان انگلیسی را یاد بگیرم برایم بالفعل می‌شود و می‌توانم درآمد بالایی را کسب کنم. با این حال آیا به من کمک می کنید؟



با سلام خدمت اقای حسینی عزیز
من در روستا زندگی میکنم یک ماه دیگه 24سالم میشه فرزند پنجم خانواده هستم و تحصیلاتم رو تا دیپلم ادامه دادم و مهرطلب هستم و از کودکی ناخوداگاه دوست داشتم که روی همه تسلط داشته باشم و همه طبق فرمان من زندگی کنن.با وجود اینکه دوست داشتم از حقم دفاع کنم و اگه لازم شد دعوا بکنم و حقم رو بگیرم بازم کاری نمیکردم ساکت و ارام یه گوشه مینشستم کاری ب کار هیشکی نداشتم و از کارهای جسمی و حرکتی خیلی زیاد متنفرم فکر میکنم دلیلش این باشه من در کودکی دختر بسیار بیش فعالی بودم و و حتی یه لحظه بی حرکت نمیشدم و اون موقع ها مادرم بسیار منو دعوام میکرد و بسیار سرزنشم میکرد و حالا کلا از حرکت بدم میاد میخوام این موضوع هم حل بشه.بسیار زودرنج و ضعیف هستم.همیشه طوری رفتار میکنم و صحبت میکنم انگار که تمام دنیا قصد اسیب زدن ب من رو دارن ب عبارتی انگار همیشه درحال جنگ هستم.درمیان افرادی که نمیشناسم یا کمتر باهاشون معاشرت میکنم یا کمتر میشناسم و میبینمشون اصلا احساس راحتی نمیکنم بین همه ی افراد احساس حقارت و ضعیف بودن رو میکنم همیشه قولهایم و کارهایم را پشت گوشم میندازم همیشه تو خونمون و همه جا احساس خفگی میکنم و از بچگی میخواستم از خونمون فرار کنم ولی چون خدا خیلی دوسم داشت همیشه جلوی من رو میگرفت فکر میکنم احمق ساده لوح و نفهم و زودباور هستم هستم و نمیتونم منظور حرف و رفتار هر شخصی رو بفهمم ب عبارتی فکر میکنم گیراییم ضعیف هس.بسیار ب خودم سخت میگیرم و انتظارات بسیار زیادی از خودم دارم.عادت دارم که از خودم و خانوادم یه ایرادی دربیارم و اونو بین همه پخش بکنم واینکارو ناخوداگاه انجام میدم انگار دوست دارم خانوادم و خودم رو فرد بدبختی نشون بدم.اصلا از خودم راضی نیستم.نقاط ضعف و قوت خودم رو ب طور کامل نمیشناسم و نمیدونم باید چطوری اونارو بهبود ببخشم.همیشه ب نقاط منفی در اشخاص و همهی لحظه های زندگیم توجه میکنم و بشدت بدبین هستم بسیار دختر احساساتی هستم و ب همهی لحظات زندگیم و مسله هام و همه ی موارد احساساتی نگا میکنم در موارد بسیار جزعی و بی ارزش بشدت سختگیر و جدی هستم.بسیار لجباز حساس کینه ای شکننده غمیگین ناراحت ترسو هستم زبان بسیار تند وتیزی دارم و همه رو با زبونم نیش میزنم واین کارم ناخوداگاه انجام میدم.برای من بخشیدن خودم کار سختی هس جسم خودم رو دوست ندارم ب افراد بهتر از خودم احساس حسادت و ضعف میکنم خیلی سریع ب جنس مخافلم احساس وابستگی و دلبستگی میکنم .دختر سبکی هستم.بسیار حواسپرت و بینظم هستم دوست داشتن افراد همانطوری که هستند برایم سخت است در مواقعی که هیجان دارم مانند کودکان رفتار میکنم وقتی با مسله و یا مشکلی برخورد میکنم سریع ی گوشه قایم میشم و از اون مشکل و یا مسله و یا اشتباهم و شکست فرار میکنم.تسلطم بر خودم کم است.در برقراری ارتباط با افراد قریبه و یا افرادی که نمیشناسم کمتر میشناسم کمتر میبینم بسیار ضعیف عمل میکنم وقتی میخواهم با فردی صحبت کنم حرف برای گفتن نمیتوانم پیدا کنم قاطعیتم در نه گفتن کم است و نمیدانم کجا باید نه بگویم وقتی عصبانی هستم مدیریت و کنترل عصبانیتم برایم سخت است و حتی من اصلا متوجه نمیشوم که در چه زمانهایی عصبانی هستم و فقط با تذکر اطرافیانم متوجه عصبانیتم و ناراحتی ام در چهره ام و رفتارم میشوم بد زبان هستمهیچ اعتباری میان خانوادم و بقیه افراد ندارم معتقدم که انسان بدی هستم و قصد ازار و اذیت همه را دارم.بدون اینکه خودم بخواهم ناخوداگاه باعث ازار و اذیت همه میشوم.ب خاطر هوس فکر میکنم انسان بیحیایی هستم و نمیدانم چطور باید هوس رو مدیریت کنم.حرفهای افراد قدرتمندتر و بهتر از خودم رو ناخوداگاه سریع میپذیرم و توان جروبحث کردن با انها را ندارم.ب اطرافم توجه کمی دارم و حتی گاهی اوقات اطرافیانم در پنجاه سانتی من باهم صحبت میکنن و من اصلا متوجه حرفهایشان نمیشوم متوجه رفتارشان نمیشوم.ب خاطر اینکه نمیتونم منظور واقعی هر شخصی رو متوجه بشم از جمع دوری میکنم تا کسی متوجه این نقص من نشه.از بیان کردن نظراتم و صحبت کردن در جمع خجالت میکشم و میترسم در مقابل تمام اشتباهاتم وعدم قاطعیتم احساس گناه و خجالت میکنم.از ویژه گیهای منفی خودم بشدت بدم میاید.برای نشان دادن پختگی خودم در مقابل مشکلات و مسله ها درست مثل افراد پنجاه ساله رفتار میکنم و صحبت میکنم مثل دختران نیستم مثل زنان هستم دخترونگی نمیکنم.جلب توجه و نظرات افراد درمورد من بسیار برایم مهم هس.برای بدست اوردن قدرت همیشه بدنبال پول بودم.همه ی کارهایم را ب عهده دیگران میگذارم و بدیگران متکی هستم. همیشه خودم را با دیگران مخصوصا زنداداشم و برادرم مقایسه میکنم از سرزنش شدن بشدت نفرت و وحشت دارم و خودم هم همیشه همه را مخصوصا کودکان را سرزنش میکنم و اصلا رفتار درستی با کودکان ندارم.نفوذ من بین همه کم هس رفتارم و گفتارم سیاستمدارانه نیس.زود عصبانیتم خشمم و ناراحتی ام و هیجاناتم رانشان میدهم.زود تحت تاثیر قرار میگیرم.همیشه با کنایه با افراد صحبت میکنم حافظه ی ضعیفی دارم.اعتقادم اینه که من نمیتونم منظورم روبه اشخاص بفهمونم در واقع همیشه من یه حرفی میزنم و شخص مقابلم طور دیگه برداشت میکنه و جالب اینجاست که اصلا منظور من اون نبود.درک کردن مطالب خیلی سنگین برام سخت هست.ذهن من در بعد زمان و مکان هس.هیچ وقت در مورد هیچ چیزی فکر نمیکردم البته بغیر از امسال که بیشتر در مورد مسله هام فکر میکردم ولی هنوزم بسیار ضعیفم نمیتوانم درست هر چیزی را تحلیل کنم.باورم این هس که من فردی شکست خورده هستم.اصلا انتقاد پذیر نیستم.از اطرافیانم انتظارات زیادی دارم در واقع پرتوقعم.همیشه بدبین و شکاک هستم و درحال غصه خوردن برای گذشته هستم.با همه رودروایسی دارم.نمیتوانم تصمیم های هوشمندانه ای بگیرم همیشه دودل هستم و ب تصمیماتم عمل نمیکنم.از شکست خوردن و ترد شدن بسیار میترسم باور این هس که جذاب نیستم.خدا رو با عشق عبادت نمیکنم خانوادم منو مجبور کردن که خدارو عبادت کنم.همیشه حرف همه رو میپذیرم و بهشون عمل میکنم غیر از خانوادم.اگه کسی یکم با محبت باهام حرف بزنه کل دنیارو براش فراهم میکنم میخوام در مقابل این افراد قاطع باشم.اگه کسی بهم محبت و یا لطفی بکنه نمیتونم متوجه محبتی و اون لطفش که بهم میکنه باشم و ناخوداگاه سمت افرادی میرم که اصلا بهم محبت نمیکنن و تازه سعی میکنن زیر پای منو خالی کنن و بهم حسادت میکنن و منو پیش همه بیارزش میکنن.ارزش و احترام گذاشتن برای خودم رو بلد نیستم.فکر میکنم بیارزش و لایق زشتیها و بدیها هستم .خودم رو ب خاطر اشتباهاتم نمیتوانم ببخشم.با هیشکی سازگار نیستم.
اهدافم که میخوام در این سه ماه ب طور کامل و صدرصد بهشون برسم.
در برقراری ارتباط با افراد قریبه بسیار راحت و عالی عمل میکنم
همیشه حرفی برای گفتن در استینم دارم و محترمانه صحیح و درست و قاطعانه خواستههای خودم رو ابراز میکنم.
یاد میگیرم که رازدار باشم و حرف کشی نکنم بسیار قاطع و محکم میشوم.
لجبازی، کینه توزی، حسادت، احساس ضعف، وابستگی و دلبستگی ب جنس مخالف، حواسپرتی، بینظمی درظاهر و کارهایم، سبکی، فرار کردن از ترسها مشکلات و مسلهام، عزت طلبی مهر طلبی و برترطلبی، عدم ارامش، عدم تسلط برخود، احساس بیارزشی و عدم لیاقت، زودباوری، زودرنجی، سعی در جلب توجه، تاثیر پذیری، عدم سازگاری، سخت گیری و جدی بودن بیش از حد در موارد بسیار جزعی و بیارزش، عدم تشخیص درست موقعیتها، کنایه صحبتکردن، عدم مراقبت از جسمم وروحم، تنفر از خودم و جسمم، دشمنی با خودم، خودرگیری، سرزنش کردن خودم، انتقادپذیر نبودنم، پرتوقع بودن هم از خودم و هم از خانوادم و اطرافیان، متکی بودن ب دیگران، بدبین و شکاک بودنم، نشخواری غصه دار بودن و پشیمانی از کارها و اشتباهات گذشته،تنبیه کردن خود ب خاطر کارها و اشتباهات گذشته،توجه ب نقاط منفی در شخصیت افرادو همه ی شرایط زندگی،عدم توجه ب اطرافم،زود اعتماد کردن ب افراد، سرزنش کردن افراد،عدم کنترل و مدیریت هیجانات عصبانیت و خشمم،نبود حس راحتی در میان همهی افراد،احساس خفگی،تمایل ب فرار از خونه ب هر وسیله ای،بدبخت نشان دادن خود و خانواده ام،احساساتی فکر کردنم و رفتار کردنم، کاملا همه ی این موارد رو در این سه ماه ب کمک شما ب حد صفر میرسونم.
سیاست مدارانه با جذبه با قدرت و پرنفوذ میشم.
ب ترس از رد شدن طرد شدن و شکست کاملا غلبه میکنم.
تصمیمات هوشمندانه میگیرم و دودلی رو صددرصد کنار میذارم ب تصمیماتم عمل میکنم.
عادت بد اعتیاد ب قرض گرفتن رو کاملا در خودم میشکنم.
قاطعیتم در نه گفتن و رودروایسی و تعارض بودن ب صورت محترمانه و درست و صحیح افزایش میدم و در همه ی مراحل زندگیم بسیار قاطع و محکم میشوم.
غرور و جاهطلبی و افزونخواهی مثبت و سازنده ای رو در خودم ب وجود میاورم و روز ب روز افزایش میدهم.
نیروی مغز خودم رو صددرصد افزایش میشم.
ب افکارم و ذهنم نظم میدم.
از روی عظمت و بزرگی متواضع و فروتن بخشنده میشم.
یاد میگیرم که همه ی کارهایم رو صد درصد و فقط ب خاطر خدا انجام دهم.
همه ی کارهایم رو ب طور کامل انجام میدم و نصفه رهاش نمیکنم.
ب قلب هر شخصی نفوذ میکنم.
خوششانس میشوم.
ب جنگ با خودم خاتمه میدم و با خودم دوست و رفیق میشم.
شادی رو ب خودم هدیه میدم و همیشه شاد خواهم بود.
ب اندازه ظرفیت هرکس و در تعادل با اشخاص رفتار میکنم و صحبت میکنم.
حفط کردن شرایطی که دوست دارم رو یاد میگیرم.
چشمانم رو پرنفوذ میکنم.
تغییر پذیر و انعطاف پذیر میشوم.
وجودم رو از انرژی مثبت پر میکنم و این انرژی رو حفظ میکنم.
حافظه کوتاه مدت و بلند مدت خودم رو افزایش میدم.
گلایه مند رو در زندگیم حذف میکنم.
قوانین جهان هستی رو درک میکنم و حس میکنم و باور میکنم.
سوال باز پرسیدن رو در ارتباطاتم یاد میگیرم.
یاد میگیرم که خوب گوش کنم.
ب میل خودم ارتباطم با خدارو بیشتر میکنم و از روی عشق خدا رو عبادت میکنم.
برای خودم احترام و ارزش قایل میشم.
نحوه تفکراتم و اهدافم واقع بینانه میشوند و واقع گرا میشوم.
ب قدرتهای درونم ایمان می اورم.
نیمکره راست و چپم رو قوی تر میکنم.
یاد میگیرم در مورد هرشخصی زود قضاوت نکنم.
رسالتم رو بفهمم درک کنم و شجاعانه انجامش میدم و تمام اهدافم رو در این جهت انتخاب میکنم.
خودم مسله هام رو حل میکنم .
توکل کردن عمیق بدون نگرانی ب خدا رو یاد میگیرم.
نگران بودن در زندگیم حذف میکنم.
سعی نمیکنم که دیگر هیچ وقت خودم رو ب دیگران ثابت کنم.
یاد میگیرم همه رو همونطوری که هستند دوستشون داشته باشم.
یاد میگیرم که در تعادل زندگی کنم.
یاد میگیرم که چطور مهمه ی موارد رو در زندگیم اولویت بندی کنم.
مدیریت زمانم رو یاد میگیرم.
خودم رو از بعد زمان و مکان ازاد میکنم.و دید وسیعتری نسبت ب زندگیم ایندم و مسلههام و شکستهام خواهم داشت.
نصیحت کردن رو برای همیشه رها میکنم.
ذاتا مهربان و سخاوتمند میشوم و در مواقع لزوم قاطع و محکم میشوم.
شخصیتم رو با ثبات و پایدار میکنم.
تمرکزم رو بسیار افزایش میدم.
یاد میگیرم که این قلب پاک خودمو همیشه حفظ بکنم ولی در هشیاری لحظه ب لحظه باشم.
شکرگذار و قدران داشتههایم میشوم.
با وقار متین و سنگین رفتار میکنم و صحیت میکنم.
وجود زنانه خودم رو صد در صد میپذیرم یاد میگیرم که یک خانم باشم.
عاشق تمام ویژه گیهای منفی و بد و مثبت و خوب خودم میشوم.
توانایی بخشیدن افراد و مهمتر از همه خودم رو در خویش بسیار افزایش میدم.
نصیحت کردن رو کامل رها میکنم.
در هر شرایطی ارام ریلکس و مسلط ب خودم خواهم بود.
مثل یه کوه استوار بودن رو یاد میگیرم.
درک میکنم که هیچ انسانی در این جهان کامل نیس.
توانایی روبرو شدن با ترسها رو درخودم بسیار افزایش میدمب راحتی در همهی جمع ها ابراز وجود میکنم و نظراتم رو میگم و ارزشم و اعتبارم رو لحظه ب لحظه بین همه زیاد میکنم.
تعارفی بودن رو کلا کنار میذارم.
یاد میگیرم که تو زندگیم یه رهبر و هدایتگر باشم.
عجول بودن در هر کاری رو صد در صد کنار میذارم.
از دید افراد فکر کردن رو یاد میگرم
همدلانه و زیبا با همه صحبت میکنم.
خودگویی های من مثبت و سازنده میشوند.
یاد میگیرم با هرکس ب زبان خودش صحبت کنم.
توانایی تشخیص شخصیت افراد رو تو شصت ثانیه اول افزایش میدم.
با همه محترمانه صحبت میکنم و رفتار میکنم و بهشون ارزش قایل میشم.
شیرین زبان میشم.
احترام گذاشتن ب بزرگترهارو و مداخله نکردن در مسایل دیگران و بزرگترها رو یاد میگیرم.
درک میکنم که همهی انسانها دارای توانایی و استعدادهای منحصر بفردی هستند.
استعدادها و توانایی های عظیم خودم رو ب طور کامل شناسایی میکنم و شکوفاشون میکنم.
از گذشته تجربه کسب میکنم در زمان حال زندگی میکنم و برای اینده برنامه ریزی میکنم.
نحوه هدف گذاری صحیح رو یاد میگیرم.
در ارتباطات غرور هر شخص رو افزایش میدم.
کلماتم رو همیشه ب جا و حسابشده ب کار میبرم.
قبل از انجام هر کاری اول فکر میکنم و بعد اقدام میکنم.
فن بیان خودم رو عالیتر میکنم.
یاد میگیرم که اشتباهاتم مسلهها و مشکلات و شکست ها راهای میانبری هستند که منو میلیونها قدم ب هدفهام نزدیکتر میکنن.
اینکه همه همیشه منو مسخره میکنن و میخوان اذیتم کنن رو کلا از ذهنم پاک میکنم.
یاد میگیرم که همیشه هماهنگ با هدفهام باشم.
ازادی رو حس میکنم.
با عدالت با همه رفتار میکنم.
ب راحتی میتوانم مفهوم حرف خودمو ب شخص منتقل کنم.و بفهمم که منظور و یا هدف هرشخص از اون نوع صحبت کردن و یا رفتار کردن چیست.
وهوش مالی خودم رو بسیار تقویت میکنم.
عزت نفس و اعتماد ب نفس واقعی خودم رو بسیار زیاد میکنم به بالاترین حد ممکن میرسونم.
تکنیکی بهم اموزش میدین که با اون بتونم موهای خودم رو پرپشت کنم و سریعتر رشد بکنن.
و در نهایت از این محصول عزت نفس همون نتیجه ای رو میگیرم که باید بگیرم
باورهای منفی
هر وقت که بخوام با برنامه پیش برم همه ی خراب میشه و انگار اوضاع و شرایط دست ب دست هم میدن تا برنامه منو بهم بزنن.
هیچ وق کارهارو درست و کامل و ب موقع انجام نمیدم.
کارهایم همیشه اشتباه هس.
با درایت نیستم.
هیچ کس حرف منو قبول نداره.
نظراتم برای هیچ کس مهم نیس خودم برای هیچ کس مهم نیستم.
بدون شکستن و خراب کردن وسایلها کاری رو انجام نمیدم.
نفهم و احمق هستم.
عجول هستم.
در هنگام دلجویی اوضاع رو خرابتر میکنم.
بد شانسم.
همیشه این من هستم که اشتباه میکنم.
اگر دیگران ب من بگوید بد بد ههستم و اگر بگویند خوب خوب هستم.
باید همیشه برای جلب توجه دیگران و تحت تاثیر قرار دادنشون کار کنم.
ضعیف هستم و این فقط مردها هستند که قوی هستند.
مجبورم همیشه خودم رو ب دیگران ثابت کنم.
زودرنج و و ساده لوحم.
اقای حسینی عزیز اگر باور و یا مورد دیگه ای هم بود حتما روزهای جمعه بهتون ایمیل میزنم و باید بگم همهی این موارد رو ب این خاطر بهتون گفتم که اقای شاهرخی در دستورالعمل گفته بودن که دقیقا باید شخصیت خودمون مشکلاتمون و هدفهامون رو بهتون بگیم خب منم بهمین دلیل گفتم.بازم ممنون.
و اما مهمترین ترسم که در رابطه با هوس هس
کودک که بودم بسیار زودباور ساده لوح بودم زود به همه اعتماد میکردم یکی از اقوام بسیار نزدیکم ب من که چندین سال از من بزرگتر بود(با عرض معذرت بسیار زیاد)همش بغلم میکرد و( از گفتن این جمله احساس شرم میکنم )میبوسیدتم.من اون موقع نهایتا 8 یا 9 سالم بود اون شخص که جنس مخالف من بود همیشه حمایتم میکرد و طوری باهام رفتار میکرد که من بسیار با اون احساس راحتی میکردم.تا اینکه در سیزده سالگی چندین اقا که بسیار هوس باز بودن دنبالم کردن و میخواستن ب زور منو ب خونه خودشون ببرن و خوشبختانه من اون موقع ب طرز معجزه اسایی نجات پیدا کردم هیچی ب خانوادم نگفتم اگه میگفتم دیگه نمیزاشتن درس بخونم و از خونه خارج بشم و این اتفاق چندین بار تکرار شد و هر بار خدا منو نجاتم میداد و بار اخر معلممون دید و باورها و ترسهای خودش از هوس رو بهم منتقل کرد از اون موقع رفتاری بسیار سخت و محکم رو بخودم گرفتم و از شخص که در 8 سالگی گولم میزد با تمام توانم فاصله گرفتم رفتارم با اقایان بسیار سخت و پر از تندی شد و الان ترس از احساس راحتی با اون شخص کودکی، و انجام اون کارهای بد و احساس گناه بیش از حد نسبت ب این مسله،و تلخی اون خاطره که چندین اقا ب خاطر هوس چنین قصد بدی نسبت ب یک دختر سیزده ساله داشتند تمام وجودم رو گرفته حالا من از هوس میترسم ازاقایان میترسم.اون شخص دوران کودکی بسیار تهدیدم میکنه و ادعا میکنه که من وقتی حمام بودم بدون اینکه خودم بدونم ازمن فیلم گرفته و همه جا پخش میکنه فیلم رو بهم نشون داد و ب ب منووترسوند که نمیدونم چی باید بگم بهم میگف من کاری ب کارت ندارموفقط میخوام با اون کار دوران کودکی رو یک بار دیگه انجام بدین تا ترس ما کاملا بریزه سالها ذهنم رو با موارد پر کرد و من از ترس ب کسی نمیتونستم چیزی بگم اینطوری ابروم پیش خانوادم میرفت پدر و مادرم میفهمیدند که من در کودکی چه کار زشتی انجام داده بودم رسما منو میکشتن.بعد از سالها درگیری با این موضوع در نهایت یه روز که ترس رو ب تمام وجودم انداخته بود قبول کردم ولی خیلی سریع پشیمون شدم و حرفم رو پس گرفتم ولی دیگه قبول نکرد دیگه نه راه پس داشتم نه راه پیش. بعدش همون طوری مثل کودکی بغلم کرد و بوسید و من دیگه نتونستم تحمل کنم و بشدت هلش دادم و اون سرش ضربه سختی دید بعدش من انقدر احساس گناه میکردم که چندین بار رفتم تا خودم رو بکشم ولی بازم خدا مانعم میشد در لحظات اخر کاری میکرد که نتونم خودمو بکشم بعدشم با گروه شما اشنا شدم نمیوتم بگم تا چه حد از هوس میترسم حالا چطوری باید با این ترسم روبرو بشم. من واون شخص خیلی بهم شباهت داریم افکارمون صحبتهامون هدفهامون حتی اشتباهاتمون از هر لحاظ شبیه هم هس متنفرم از این شباهت همیشه ناخوداگاه خودم رو در هر شرایطی باایشون مقایسه میکنم حالا بهم بگین من باید چیکار کنم؟ب خاطر هوس و اون اتفاقات من همیشه فکر میکنم دختر بی ابرو و بی حیایی هستم.
ببینید اقای حسینی من شمارو مثل پدر خودم دونستم و این مسله رو باهاتون در جریان گذاشتم تا راه حل بهم بدید پس خواهش میکنم شما هم منو مثل دختر و یا خواهر خودتون بدونید و لطفا این مسله بین من شما وخدای ما باقی بمونه.


Iranmanesh, [05.10.17 22:30]
سلام آقای شاهرخی من دوست دارم مترجم بشوم و زبان انگلیسی را به خوبی یاد بگیرم البته بر زبان انگلیسی در حد متوسط تسلط دارم ولی دوست دارم حرفه‌ای باشم. یک مترجم ماهر باشم. اما نمی‌دانم چرا نسبت به درس خواند بی انگیزه شده‌ام. ناگفته نماند که یک کودک 8 ماهه دارم و هر بار که می‌خواهم درس بخوانم یا او را بهانه می‌کنم یا چیز دیگری را. البته چند وقت پیش که با دوستان دوران دبیرستان ملاقاتی داشتم متوجه شدم که آن‌ها همه به نوعی در حرفه و رشته و زندگی شخصی‌شان به موفقیت‌هایی رسیده‌اند و از نظر علمی آن‌ها از من جلو زده‌اند خیلی ناراحت شدم و از خودم بدم آمد. مسئله دیگری که در زندگی من وجود دارد من هیچ دوستی ندارم و تنها دوستانم همان دوستان دوران دبیرستان هستند که چون راهمان از هم جدا شده دیگر نمی‌توانیم برای هم دوست باقی بانیم و زمانی که این مسئله را متوجه شدم بسیار آزرده خاطر شدم. البته من قبل از اینکه سر از دنیای ترجمه در بیاورم اندیشه‌های دیگری در سر داشتم و آرزوهای دیگری که از کودکی با من همراه بود و به آن‌ها دلبسته بودم ولی هم‌اکنون برایم میسر نیست که در مسیر آرزوهای قدیم باشم حتی عاقلانه هم نیست. شرایط زندگی به گونه‌ای رقم خورده که ترجمه تنها راه پیشرفت برایم است اما به اندازه‌ی آرزوهای قدیمی برایم عزیز نیست. دوست دارم به ترجمه علاقه‌مند شوم و بتوانم زبان انگلیسی را خیلی خوب درک کنم و در این راه پیشرفت چشم گیری داشته باشم. راستی با اینکه جوان هستم اما خیلی به گذشته و دوران خوش نوجوانی فکر می‌کنم و این باعث شده دیگر به مسیر جلو نیاندیشم همچنین اگر کسی از خانواده‌ی همسرم یا کسی از آشنایان با من بد رفتار کند احساس خیلی بدی به من دست می‌دهد و باعث می‌شود مدتی خود را درگیر فکر کردن به آن موضوع کنم. من شغل بالقوه‌ای دارم که درصورتیکه زبان انگلیسی را یاد بگیرم برایم بالفعل می‌شود و می‌توانم درآمد بالایی را کسب کنم. با این حال آیا به من کمک می کنید؟

گروه موفقیت شاهرخی, [21.10.17 07:24]
سلام جناب شاهرخی بزرگوار خسته نباشید من مجتبی ................. ساکن استان قزوین هستم و 27 ساله و مجرد هستم مدرک لیسانس ................ رو دارم و فعلا هم در شرکت ..............مشغول هستم،، بنده خیلی اتفاقی از طریق تلگرام با کانال موفقیت شما آشنا شدم و شیش هفت ماهیی هست که عضو کانالتون هستم و از فایل های زیادی استفاده میکنم که همشون عالی اند یکی پس از دیگری دیگری،،،،،، هم اکنون هم محصول تجسم خلاق،،،، هوش کلامی،،،، اعتماد بنفس جادویی،،،،.........رو دارم استفاده میکنم چند ماهی و واقعا عالی بودند،،،، من چند سالی هست که برای تغییر زندگی خودم خونوادم و پوشش دادن ضعف های شخصی خودم در تلاش هستم و کتاب های انگیزشی چند تن از نویسندگان معتبر که توی سایت شما هم هستند کتاب هاشونو خوندم و از محصولات دیگه ای سال های قبل استفاده میکردم و لی حالا کم کاری خودم بود یا کاربردی نبودن اون هع چندان نتیجه ای نگرفتم ازشون،،،، ولی تمامی محصولات شما واقعا مستقبما جهت نفوذ به ضمیر ناخودآگاه است که شیوه رسوخ به اونو عالی استفاده میکنید که نتایج محصولاتتون اینقدر شگرف هستش و باعث رضایت افراد میشه،،،،، واقعیتش من الان که دارم این متنو ارسال میکنم تقریبا یک ماهی از استفاده محصول جذب همسر من گذشته،،،، بنده چون خونوادم از قشر خیلی ضعیف جامعه بودن و هستن جوریه که از نظر مالی به هیچ وجه نمیتونن کمکم کنن و من الان که شرکت کار میکنم حدود سالی هستش تنها هفت ملیون پس انداز دارم و نزدیک پونزده ماهی باور کنید هستش طلب داریم از شرکت پولمونو ندادن تو این اوضاع بد کاری،،،، و من تنها خواهش مهم و اساسی که عاجزانه از حضورتون دارم اینه تکنیک خاصی چیزی به بنده آموزش بدید که من بتونم از نظر مالی پول خیلی مناسبی بدست بیارم تا هم زندگی خودم و هم خانواده ام رو تغییر بدم و برای ازدواجم که انشالا با محصول جذب همسرتون کم کم نتیجه حاصل بشه برام شرمنده خودم همسر آیندم هم نشم،،،، میدونم هم چیز پول نیست ولی پول خیلی از نیازهای بنده و افراد مختلفو برطرف میکنه خواهش میکنم با توجه ویژه این متنو درخواستمو جواب بدید باور کنید خیلی خیلی منتظر جواب این متنم تا انشالا به کمکنتون به نتیجه مورد نظر برسم و دنیامو تغییر بدم،،،،، از محصول ثروت ملیاردی و فایل های دیگه ام که داخل بسته تجسم خلاق هستند هم بدلیل حجیم بودن و قت زیادی که میگیرن و من بصورت مدوام میدونم وقت نمیکنم ادامه بدم تا از نظر مالی اوضام بهتر بشه هم نمیتونم استفاده کنم فعلا به همین دلیل شخصا اینجا ایمیل فرستادم تا تکنیک کاربردی و صد در صدی و ویژه ای برای عالی شدن اوضاع مالیم نشونم بدید،،،،،،،،، عذر مبخام طولانی شد متنم ولی جهت شناخت بیشتر ابعاد مختلف زندگیم سعی کردم توضیح بیشتری بدم خدمتتون،،، سپاسگزارم از لطفتون خسته نباشید


سلام دوست عزیز و گرامی نسخه ای نمیشه پیچید و خیلی سریع برای کسب ثروت گفت به جنابعالی شما بایداول باورهای یک شخص ایده ساز خلاق و ثروتمند را از نو در ذهن بسازید تا در زندگی شخصی خودتان این رو به صورت فیزیکی مثل جذب همسر شاهد باشید. تا ذهن ناهوشیار شما و باورهای ذهنی شما عوض نشود با این تمرین ها به خصوص اینکه بکراند خانوادگی شما قشر ضعیف مالی بوده بایدبیشتر روی باورهای خودتان کار کنید.
یک تکنیک هست ولی بعید میدانم شما بتوانید اجراکنید . شما بایدفقط و فقط با افراد ثروتمند دوست بشویدهم سن سال خودتان که ثروتمند خودساخته هستند و موفق شدند در کسب کاری و دوست شوید ولی باز اگر شما هم فرکانس این ها نباشید خیلی دوستی شما صمیمی نمیشود.❌ شما بایدبرنامه ای بریزید بلندمدت فکر کنید تمرین کنید🙏
سوال جنابعالی دقیقا شبیه این جمله است که فرمولی برای بدنسازی ذکر کنید سریع من حجیم شوم و قهرمان بدنسازی در یک الی دو ماه یا زمان کوتاه شوم فقط با قرص سوزن امپول میشود این کار را کرد که عوارض بسیار بدی و خطرناکی درانتظار شماست مثل بیت الله عباس پور که همین کار را کردند و قهرمان بدنسازی بودند و فوت شدند❌. شما فقط تنها راهتان تمرین مستمر ذهنی تغییرباورها به صورت کم کم پله به پله است هر کسی به شما راه کوتاهی نشان داد صدردصد صداقتی ندارند.
ارام ارام تمرین هیپنوتیزم جذب ثروت میلیاردی کنیبدعبارت های تاکیدی روز را دهها هزاربار مثل من بشنوید ایده ها راعمل کنید تا ارام ارام شغل شما باتغییر ایده ها باورهای شما عوض شود و پله به پله در جایگاهی که هدف شماست در یک دو سه پنج سال اینده برسید. بلند مدت فکر کنید کوتاه مدت عمل کنید
فقط با برنامه ریزی بلند مدت شما موفق میشوید ژاپن المان کشورهای پیشرفته هم همین طور هستند موفقیت در کوتاه مدت به خصوص ثروت فقط تدریجی است ولی اولین روزی که تصمیم بگیرید این کار کنید نشانه ها تغییرات ایجاد میشوددوستان بهتر ثروتمندتر به زندگی شما جذب میشود پس با پشتکار تلاش روی این دوره ها کار کنید
موفق پیروز باشید.



شمشیری [29.11.17 21:26]
سلام جناب شاهرخی
من سال 94و95 در بازیافت شهرداری اصفهان کار میکردم شغلی بوده درآمد خوبی برای من داشت توانستم با پس انداز خودم و همکاری همسرم یک دستگاه لودر به قیمت صد میلیون در تاریخ مرداد94 بخرم من به امید اینکه با کار کردن بتوانم زندگی خود را تغییر بدهم (من با این پول می توانستم خانه بخرم حتی خانه هم پیدا کردم ولی به امید درآمد بیشتر خانه نخریدم ) اول که با خریدن لودر به علت کوتاهی راننده 16میلیون هزینه تعمیر کردم که باعث خواب لودر بمدت 45 روز و از دست دادن کاری که روی آن برنامه ریزی کرده بودم من با سختی از درآمد خودم هزینه لودر را پرداخت کردم به خاطر بیکاری لودر وراننده بد مجبور شدم به کسی اجاره بدم که بعد از 11 ماه من الان نه اینکه پیشرفت نکردم جوری شده که الان لنگ پول تو جیبی خودم شدم (من کارم را بعد از خرید لودر در تاریخ 10بهمن 95 کارم را از دست دادم بعد که لودر را اجاره دادم چون خودم از پس خرج لودر بر نمی آمدم کار کم بود بازار کار لودر را خراب شده بود اجاره دادم به ماهی 3میلیون ولی طرف کاری که قرارداد داشت تعطیل شده وبه من به اجاره را با تاخیر میداد و من خیلی به مشکل بر خوردم تا الان که با وجود اینکه من خیلی حوصله کردم نتوانسته 5ماهه به من پولی بدهد من قصد فروش لودر را دارم قیمت لودر الان مشتری 75میلیون دارد چکار کنم
1.1.ناامید نیستم ولی خیلی تحت فشار روانی هستم
2.2.هدف خود را گم کرده ام چگونه هدف جدید داشته باشم
3با وضعیت بی پولی الان چچکار کنم (چون در این بازار به سختی میشود لودر رانقد بفروشم )

من اتفاقی با سایت و کانال شما آشنا شدم
خیلی خوشحال شدم که توانستم دردم را به شما بگویم
یک مثل که میگویند داخلش خودم را کشت بیرونش مردم را
من خیلی بی انگیزه شدم 5ماه فقط داخل خانه هستم ندانم چکار

ارسال نظر درباره دانلود هفتاد ساعت نظرات تمرین های کاربران ما

لطفا توجه داشته باشید که ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
 
کد امنیتی *
captcha

برچسب های مرتبط با دانلود هفتاد ساعت نظرات تمرین های کاربران ما

دستاورد های ذهنی موفقیت نظرات صوتی موفقیت مشاوره ارشیو نظرات دانلود روان شناسی ثروت ارامش روان شناسی ثروت صوتی روش مشاوره موفقیت دانلود مشاوره صوتی موفقیت فردی لایف کوچینگ تلگرامی لایف کوچ زندگی مشاوره موفقیت روان شناسی موفقیت روان شناسی موفقیت صوتی دوره موفقیت کوانتومی دوره هوش مالی مشاوره هوش مالی مشاوره راز میلیارد تومنی سی دی راز موفقیت نتایح موفقیت صوتی کوچینگ مشاوره عبارت تاکیدی ان ال پی تجسم خلاق هیپنوتیزم موفقیت سی دی موفقیت اموزش فن بیان اموزش سخنرانی تمرین سخنرانی تمرین هیپنوتیزم تمرین ان ال پی تمرین ارتعاش ارتعاشات مدارها باورها بسته ثروت ثروت روان شناسی ثروت عباسی منش پول قانون جذب بازی فراوانی استرهیکس جذب مراقبه تمرین یوگاه تمرین مراقبه روان شناسی پول عزت تنفس تمرین عزت تفس تمرین اعتماد نفس ویس موفقیت انگیزشی اهنگ انگیزشی اهنگ تلقین تلقین مثبت موفقیت صوتی ارام بخش سی دی موفقیت کوانتومی دوره انلاین موفقیت دوره موفق شدن دوره ثروت مند شدن راه ثروت ثروت سازی انلاین پیشرفت فردی عباس منش کیست سی دی عباس منش موفقیت و تمرکز برایان ترسی ثروت مشاوره صوتی ویس مشاوره دانلود مشاوره دانلود جذب تمرین جذب جذب ارزوها تمرین صوتی موفقیت سی دی موفقیت صوتی ارشیو موفقیت ارشیو هیپنوتیزم کابوک
وضعیت موجودی تعداد 10000
بر اساس سلیقه شما...